در کتاب «بنیانگذار فراموششده»، جسی وگمن، روزنامهنگار، به بازخوانیِ صدایی یگانه و تا حد زیادی فراموششده میپردازد که در شکلگیری ایالات متحده به صورتی که امروز هست، نقش داشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در تاریخ ایالات متحده، نامهایی مانند جرج واشنگتن، توماس جفرسون، جیمز مدیسون و جان آدامز بیش از دیگران شناخته شدهاند. اما یکی از مهمترین ایدههایی که بنیان نظام سیاسی آمریکا بر آن استوار شد، از ذهن شخصیتی برخاست که امروز کمتر کسی او را میشناسد: جیمز ویلسون.
ویلسون از تدوینکنندگان قانون اساسی آمریکا بود و نخستین کسی بود که عبارت ماندگار «ما، مردم» (We the People) را در پیشنویس قانون اساسی گنجاند؛ عبارتی که بعدها به نماد مشروعیت حکومت بر پایه اراده شهروندان تبدیل شد.

دموکراسی؛ اندیشهای که زمانی افراطی به نظر میرسید
امروزه مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اصلی بدیهی تلقی میشود، اما در اواخر قرن هجدهم چنین دیدگاهی حتی در میان بسیاری از بنیانگذاران آمریکا نیز طرفداران اندکی داشت.
بسیاری از آنان با تکیه بر تجربه جمهوریهای یونان و روم باستان، از آنچه «حکومت تودهها» میدانستند هراس داشتند و معتقد بودند فاصلهای میان مردم و قدرت سیاسی باید حفظ شود. به همین دلیل، قانون اساسی اولیه آمریکا سازوکارهایی مانند انتخاب غیرمستقیم رئیسجمهور و سناتورها را پیشبینی کرد.
در مقابل، ویلسون اعتقاد داشت مشروعیت حکومت تنها از مردم سرچشمه میگیرد و شهروندان باید تا حد امکان مستقیماً در تعیین سرنوشت کشور نقش داشته باشند.
تناقضهای یک متفکر پیشرو
با وجود باور عمیق ویلسون به برابری انسانها، زندگی او خالی از تناقض نبود. او از تواناییهای فکری زنان دفاع میکرد و بر برابری طبیعی انسانها تأکید داشت، اما مانند بسیاری از همعصرانش، در برابر بردهداری موضع قاطعی نگرفت و خود نیز از نیروی کار بردگان استفاده میکرد.
این تناقض نشان میدهد حتی پیشروترین اندیشههای عصر روشنگری نیز از محدودیتهای زمانه خود مصون نبودند.
دموکراسی؛ محصول سازش
یکی از درسهای مهم تاریخ قانون اساسی آمریکا این است که این نظام نه محصول پیروزی کامل یک اندیشه، بلکه نتیجه مجموعهای از مصالحههای سیاسی بود.
ویلسون خواهان انتخاب مستقیم رئیسجمهور بود، اما وقتی این پیشنهاد پذیرفته نشد، به سازشی تن داد که بعدها به شکل «مجمع گزینندگان» (Electoral College) در قانون اساسی تثبیت شد؛ نهادی که هنوز نیز یکی از بحثبرانگیزترین ویژگیهای نظام انتخاباتی آمریکا به شمار میرود.
قانون اساسی؛ سندی برای آینده
بسیاری از تدوینکنندگان قانون اساسی آمریکا به تاریخ جمهوریهای گذشته چشم دوخته بودند، اما در عین حال میدانستند که سندی که نوشتهاند کامل و بینقص نیست.
آنها قانون اساسی را پروژهای میدانستند که باید در طول زمان اصلاح و تکامل یابد. همین نگاه باعث شد این قانون طی بیش از دو قرن با اصلاحیهها، تفسیرهای قضایی و تحولات سیاسی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
چرا جیمز ویلسون دوباره بر سر زبانها افتاده است؟
در سالهای اخیر و همزمان با افزایش بحثها درباره آینده دموکراسی و کارآمدی قانون اساسی آمریکا، پژوهشگران بار دیگر به نقش جیمز ویلسون توجه کردهاند. بسیاری او را دموکراتترینِ بنیانگذاران آمریکا میدانند؛ کسی که عبارت «ما، مردم» را نه صرفاً یک جمله آغازین، بلکه جوهره مشروعیت حکومت میدانست.
این توجه تازه با انتشار کتاب «بنیانگذار گمشده: جیمز ویلسون و نبرد فراموششده برای قانون اساسی مردمی» نوشته جسی وگمن نیز تقویت شده است؛ کتابی که با مرور زندگی و اندیشههای ویلسون، تلاش میکند جایگاه فراموششده او را در تاریخ شکلگیری دموکراسی آمریکا بازخوانی کند. این اثر بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که آیا آنچه امروز از دموکراسی آمریکایی میشناسیم، بیش از آنکه میراث چهرههای مشهور باشد، وامدار اندیشههای مردی است که نامش برای دههها در سایه مانده بود.
شاید زندگی شخصی ویلسون با شکستهای مالی و فراموشی پایان یافت، اما اندیشهای که از خود به جا گذاشت همچنان در قلب یکی از مشهورترین اسناد سیاسی جهان زنده است؛ این باور که مشروعیت حکومت، پیش از هر چیز، از مردم سرچشمه میگیرد.
۲۵۹۵۷
کد مطلب 2250072
-
آیا آمریکا قرار بود یک دموکراسی باشد؟/ جیمز ویلسون بنیانگذار فراموششده آمریکا چه میگفت؟
-
۱۳ روز پس از کودتای نوژه؛ روایت تیمسار فلاحی از پاکسازی گسترده ارتش
-
چرا تجربه «ساعت تابستانی دائمی» در آمریکا شکست خورد؟
-
عکس/ خیابان لالهزار در اواخر دوره قاجار
-
عکسهای مسحورکننده از چهره واقعیِ کار روزمره پلیسهای نیویورک در دهه ۱۹۷۰
-
عکس/ رژه دختران مسلح در تهران؛ دهه ۶۰
-
مخوفترین قاتل زنجیرهای آمریکا دستگیر شد/ جفری دامر قربانیانش را مثله میکرد
-
عکسهای مسحورکننده از چهره واقعیِ کار روزمره پلیسهای نیویورک در دهه ۱۹۷۰

