روم باستان از آنچه بسیاری تصور میکنند بهداشتیتر بود و برای بهداشت عمومی و دفع فضولات انسانی، سامانه فاضلاب مؤثری داشت؛ بله، منظورمان توالتهاست.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روم به معماری باشکوه و جادههای بادوامش پرآوازه است، اما این دستاوردها اغلب بر یکی دیگر از شاهکارهای مهندسی آنها سایه میافکند: سیستم فاضلاب و بهداشت عمومی. برنامهریزی دقیقِ زیرساختهای توزیع آب، نظیر «کلوآکا ماکسیما» (مجرای بزرگ فاضلاب)، امکان احداث مستراحهای عمومی را فراهم آورد و روم را در زمینه بهداشت عمومی، از زمانه خویش جلوتر برد. با این همه، شهرهای پرجمعیت همچنان ناگزیر بودند با واقعیتهای تلخ بیماریها، انگلها و دیگر خطرات دستوپنجه نرم کنند؛ مشکلاتی که غلبه کامل بر آنها تنها در عصر مدرن میسر شد.

منبع: ویکیانبار (ویکیمدیا کامنز)
کلوآکا ماکسیما: بزرگترین مجرای فاضلاب
هسته اصلی زیرساختهای بهداشتی روم، «کلوآکا ماکسیما» (بزرگترین مجرای فاضلاب) بود. براساس باورهای سنتی، کار ساخت کلوآکا ماکسیما در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد و در دوران فرمانروایی پادشاه تارکوینیوس پریسکوس آغاز شد و سپس به دست پسرش، تارکوینیوس سوپربوس، به پایان رسید. این سازه در ابتدا نه به عنوان فاضلاب، بلکه به منظور زهکشی ساخته شده بود. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود و زمینهای کمارتفاع میان این تپهها اغلب غرقآبی و باتلاقی بود. کلوآکا ماکسیما با این هدف احداث شد تا آب این زمینها را تخلیه کند و فضا را برای ساخت محلی آماده سازد که بعدها به «فوروم» (میدان اصلی شهر) بدل شد.
کلوآکا ماکسیما در آغاز یک کانال روباز بود که به سمت جنوب و به سوی رودخانه نزدیکِ تیبر هدایت میشد. دیوارههای این سازه را با سنگ و بعدها با آجر پوشاندند تا از فرسایش آن جلوگیری کنند. شواهدی از وجود دیرکهای چوبی در امتداد این مجرای فاضلاب وجود دارد که میتواند بازمانده پلهای ساختهشده بر روی آن یا بقایای داربستهای زمان ساختوساز باشد. با گذشت زمان، روی این کانال روباز پوشانده شد و یک سیستم سرپوشیده پدید آمد.
در اواخر دوران جمهوری، کلوآکا ماکسیما به مجرای اصلی هدایت آبهای سطحی روم تبدیل شده بود و روانآبهای بسیاری از تپهها به درون آن سرازیر میشد. این سازه یک لوله زیرزمینی ساده نبود، بلکه بنایی عظیم بود که به گفته استرابون (جغرافیدان و مورخ باستان)، ابعاد آن به اندازهای بزرگ بود که یک ارابه حاملِ کاه میتوانست از درون آن عبور کند. طبق نوشتههای پلینی بزرگ، این مجرا از نظر سازهای چنان مستحکم بود که از سدهها سیل، طوفان، آتشسوزی و دیگر بلایا جان سالم به در برد.

کلوآکا ماکسیما در دوران حکومت آگوستوس مورد بازسازی اساسی قرار گرفت؛ فرایندی که «آگریپا»، دست راست او، بر آن نظارت داشت. برای تعمیرات، میشد از طریق مجموعهای از دریچههای بازدید به این سامانه دسترسی پیدا کرد؛ دریچههایی که با نقشبرجستههای مرمری پوشانده شده بودند. یازده آبگذری که روم را تأمین میکردند، آب را به حمامهای عمومی و فوارهها، کاخ امپراتوری و خانههای خصوصی میرساندند. سپس این آبها به کانالهای دیگری هدایت میشدند که به کلوآکا ماکسیما میپیوستند. جریان دائمی آب به پاک ماندن سامانه و عاری بودن آن از آشغال و رسوبات کمک میکرد و درنهایت همه آن به رود تیبر میریخت. این سامانه چنان خوب طراحی شده بود که هنوز هم امروز به عنوان مجرای دفع آبهای سطحیِ روم مورد استفاده قرار میگیرد.

منبع: موزه هنر متروپولیتن
آبگذرها و جریان آب برای بهداشت
سامانه آبی روم بر پایه یک نظام یکپارچه و همواره در جریان استوار بود. آب از فاصلهای دورتر از محدوده شهر، به وسیله آبگذرهای مرتفع به روم آورده میشد؛ آبگذرهایی که به جای فشار مکانیکی، از نیروی جاذبه برای حرکت دادن آب استفاده میکردند. پس از ورود به شهر، آب به سوی فوارههای عمومی، حمامهای عمومی و خانههای خصوصی منحرف میشد و سپس دوباره از طریق سرویسهای بهداشتی عمومی هدایت میگردید. آب در ادامه به کلوآکا ماکسیما یا دیگر مجاری فاضلاب میرسید و در بیرون از شهر، عمدتاً به رود تیبر، تخلیه میشد.
توالتها و سایر سامانههای زهکشی به جریان پیوسته آب وابسته بودند و هیچ سازوکار دستی برای شستوشو وجود نداشت. هر چیزی که در جریان آب میافتاد، بهسادگی با جریان برده میشد. توالتهای عمومی اغلب برای همین منظور در نزدیکی حمامهای عمومی ساخته میشدند. حمامها نیز به طور منظم آب خود را تعویض میکردند و آب مصرفشده را به فاضلابهای زیر توالتهای عمومی میریختند و بدین ترتیب سامانه را شستوشو میدادند. در روم حدود ۱۴۴ توالت عمومی پراکنده بود و میان ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ حمام عمومی وجود داشت. این یعنی معمولاً آبِ کافی برای کارکرد سامانه در جریان بود.
وقتی آب از آبگذرها وارد میشد، در یکی از چندین آبانبار یا مخزن نگهداریِ شهر جمعآوری میگردید. از این مخزنها، آب از طریق مجموعهای از لولههای سرامیکی یا سربی با اندازههای استاندارد، که با شیرهای برنجی یا دریچهها کنترل میشدند، جریان مییافت. جریان آب بر پایه یک سلسلهمراتب سختگیرانه تنظیم میشد. اولویت با آب آشامیدنیِ مردم بود که به فوارههای سراسر شهر میرسید. اولویت بعدی با حمامهای عمومی بود. پس از آن، نوبت به کاربران خصوصی میرسید که در ازای پرداخت هزینه، آب مستقیماً به خانههایشان لولهکشی میشد. برخی پیشهوران نیز به همین شیوه به آب دسترسی داشتند.
در زمان خشکسالی، میشد شیرهای آبانبارها را بست؛ نخست برای کاربران خصوصی و سپس برای حمامها، تا اطمینان حاصل شود که فوارههای عمومی برای توده مردم آب کافی داشته باشند. هر آبِ اضافی نیز به فاضلاب هدایت میشد و جریان پیوسته لازم برای پاک ماندن سامانه را فراهم میکرد.

منبع تصویر: وبسایتِ دِ اَتلنتیک (TheAtlantic.com)
بهداشت اجتماعی: فوریکائه و لاترینهها
رومیان برای دفع فضولات و پاکیزه نگه داشتن شهر از توالتها استفاده میکردند. این توالتها به دو دسته تقسیم میشدند: فوریکائه، یعنی توالتهای عمومی، و لاترینهها، که در خانههای خصوصی یافت میشدند. توالتهای عمومی در اختیار همه ساکنان روم بود. استفادهکنندگان بر نیمکتهای کوتاهی مینشستند که به شکل U ساخته شده بود و در فواصل معین، دهانههایی شبیه سوراخ کلید در آن تعبیه شده بود؛ از این رو افراد هنگام رفع حاجت، در فاصلهای بسیار نزدیک به یکدیگر مینشستند. هرچند مستراحهای عمومی فاقد جداکنندههای ساختاری بودند، انتظارهای مربوط به حریم خصوصی برحسب طبقه اجتماعی تفاوت بسیار داشت. افزون بر این، اگرچه شواهد تصویریِ روشنی از جداسازی رسمیِ جنسیتی در دست نیست، بسیاری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که هنجارهای سختگیرانه فرهنگی درباره عفت و حیا، زنان رومی را از استفاده از این فضاهای عمومیِ بسیار آشکار و مردانهمحور بازمیداشت.
توالتهای عمومی، همانند حمامهای مجاور، محل گردهماییهای اجتماعی نیز بودند؛ جایی که در آن شایعات و خبرها رد و بدل میشد، قرار ملاقاتها گذاشته میشد و امور تجاری سامان مییافت. این مکانها محلهای مناسبی برای دیدار بودند، زیرا همگان به استفاده از آنها نیاز داشتند. در ذهن رومی، همراه شدن با کسی در توالت عمومی تفاوتی با قرار گذاشتن با او در یک کافه یا پارک در روزگار ما نداشت.

منبع: ویکیانبار (ویکیمدیا کامنز)
خطرات اسفنج
هرچند رومیان توالت داشتند، اما چیزی به نام دستمال توالت وجود نداشت. آنها از وسیلهای به نام «زایلواسپونژیوم» (xylospongium) استفاده میکردند که از واژگان یونانی «زایلون» به معنای چوب و «اسپونگوس» به معنای اسفنج مشتق شده است. نام رومیِ آن «تِرسوریوم» (tersorium) بود که به معنای «وسیلهای برای پاک کردن» است. این «اسفنجِ متصل به چوب» در تمام توالتهای عمومی یافت میشد و مانند دیگر اجزای توالت، مورد استفاده همگان بود. پس از استفاده، آن را در سطلی پر از آب و نمک یا سرکه میشستند تا برای نفر بعدی آماده شود. در برخی توالتها، کانال کوچکی در جلوی نشیمنگاهها تعبیه شده بود که آب در آن جریان داشت و برای همین منظور به کار میرفت.
هرچند این روایت، کاربریِ پذیرفتهشده برای زایلواسپونژیوم است، اما پژوهشهای جدیدتر حاکی از آن است که از این وسیله برای تمیز کردنِ نشیمنگاهها (سنگ توالت) استفاده میشده و برای پاکیزگیِ شخصی، تکههای پارچه به کار میرفته است. این فرضیه با تکهپارچههای یافتشده در سیستم فاضلاب روم تقویت میشود، هرچند هنوز قطعیت ندارد.
ناگفته پیداست که استفاده از زایلواسپونژیوم یک خطر جدی برای سلامت عمومی محسوب میشد؛ چراکه بیماریها و انگلها بهسادگی از فردی به فرد دیگر سرایت میکردند. فرو بردنِ صرفِ یک اسفنجِ متخلخل در سطلی از سرکه یا آبنمک، هرگز برای از بین بردن عوامل بیماریزا کافی نبود. روم با تمام دستاوردهایش، ازجمله شبکه گسترده لولهکشی و آبرسانی، همچنان با کاستیهایی روبهرو بود. آنها که دانشی از نظریه میکروبی بیماریها نداشتند، نمیدانستند که عادات روزمرهشان آنها را در معرض خطر شدید عفونتها و بیماریهایی چون انگلهای رودهای و اسهال خونی قرار میدهد. روم در طول تاریخ خود همهگیریهای بسیاری را تجربه کرد که احتمالاً منشأ بسیاری از آنها همین توالتها بودهاند.

منبع: موزه بریتانیا
سایر امکانات بهداشتی
توالتهای عمومی تنها راه دفع فضولات برای طبقات پایین جامعه نبودند. بخش زیادی از جمعیت روم در مجتمعهای آپارتمانی چندطبقه به نام اینسولائه (یا «جزیرهها») زندگی میکردند. با توجه به ماهیت سامانه آب و فاضلاب، آبِ روان تنها در طبقه همکف در دسترس بود و طبقات بالاتر از این سیستم بیبهره بودند. برای کسی که در طبقات بالایی زندگی میکرد، همیشه مقدور نبود که به یکی از توالتهای عمومی که احتمالاً در فاصلهای دورتر قرار داشت مراجعه کند. درعوض، آنها به لگنهای اتاق خواب، سطلهای ساده یا دیگر ظروف اتکا میکردند. این ظروف باید به طور منظم تخلیه میشدند؛ کاری که قاعدتاً بایستی در فاضلاب انجام میگرفت، اما در بیشتر مواقع، محتویاتِ آلوده آنها از پنجره به خیابان پایین پرتاب میشد. این کار غیرقانونی بود، اما با این حال رخ میداد. خیابانهای روم، بهویژه در محلههای فقیرنشین، کثیف، بدبو و کانون بیماری بودند.
برای اشراف و طبقات مرفه، امکان لولهکشیِ آب به داخل و خارج از خانههایشان وجود داشت، هرچند این کار نیز همیشه انجام نمیشد. درعوض، خانههای خصوصی اغلب از لاترینهها یا همان توالتهای تکنفره استفاده میکردند. این توالتها صرفاً حفرههای سادهای بودند که روی یک نشیمنگاه درست در بالای یک چاه فاضلاب زیرزمینی تعبیه شده بودند. این چاهها نیز نیاز به تخلیه داشتند؛ وظیفهای طاقتفرسا و انزجارآور که تقریباً به طور انحصاری توسط بردگان انجام میشد. فضولات حاصله سپس توسط باغداران و کشاورزان به عنوان کود استفاده میشد، یا اینکه برای دفع نهایی به رودخانههای اطراف ریخته میشد.
این چاههای فاضلاب خانگی اغلب در نزدیکی آشپزخانهها قرار داشتند تا به عنوان محل دفع عمومیِ زبالهها نیز عمل کنند. طبیعی است که نزدیکی این چاهها به محل آمادهسازی غذا، خطر آلودگی مواد غذایی را به همراه داشت که خود منشأ همیشگی بیماریها بود.

منبع: موزه هنر متروپولیتن
خطرات برخاسته از اعماق
خطرهای بسیاری با نظام فاضلاب روم پیوند داشت. یکی از چشمگیرترین آنها، آتشسوزیهای گاهبهگاه بود. مواد آلیِ در حال فساد، ازجمله فضولات انسانی، گاز متان و سولفید هیدروژن آزاد میکنند. هر دوی این گازها بهشدت آتشگیرند و چون هیچگونه منفذ تهویهای در کار نبود، در فضای بسته مجاری فاضلاب انباشته میشدند. اگر غلظت آنها به اندازه کافی بالا میرفت، ممکن بود ناگهان به گوی آتشی بدل شوند؛ درست در همان جایی که کسی نشسته بود. این رخداد نادر بود، اما به اندازهای اتفاق میافتاد که رومیان آن را ثبت و یاد کنند.
مشکل دیگری که عادیتر، اما همچنان جدی بود، آفات و جانوران موذی بودند. مگسها به بوی توالتها جذب میشدند و پیوسته مزاحمت ایجاد میکردند. با این همه، خطر مهمتر از جانب موشها و دیگر حیوانات موذی بود. فاضلابها صرفاً مجراهایی ساده بودند و هیچگونه توری، میله یا سازوکار دیگری برای جلوگیری از خزیدن جانوران در آنها وجود نداشت. این جانوران بیماری را منتقل میکردند و حتی به استفادهکنندگان از توالت حملهور میشدند. بنا بر گزارش آئلیان، در ویلایی در شهر پوتئولی، نزدیک ناپل، هشتپایی به طور مداوم از لوله فاضلاب ساختمان بالا میآمد، پنهانی وارد آشپزخانه مجاور میشد و ماهیِ شور را میربود. این خطرها سبب شده بود که رومیان باور کنند در ژرفاهای تیره و گلآلود فاضلاب، تنها جانوران زندگی نمیکنند؛ میگفتند دیوان و ارواح خبیثه نیز در تاریکی پرسه میزنند و بیرون میآیند تا به غافلان حمله کنند.

ضربشده در روم، سال ۴۲ پیش از میلاد.
منبع: ویکیانبار (ویکیمدیا کامنز)
برای مقابله با این خطرات، رومیان به خدایان پناه میبردند. فورتونا، الهه بخت و اقبال، اغلب بر دیوارهای توالتها نقش میبست تا شرّ و بدی را دور کند. این امر نشان میدهد که بسیاری از رومیان استفاده از توالت را چیزی شبیه قمار میدانستند: شاید در فضای اجتماعی آنجا معاملهای سودآور نصیبشان میشد، یا شاید هم موشی به آنان حمله میکرد، یا بدتر. امید میرفت که این الهه بلاها را از آنان دور سازد تا بتوانند با آسودگی کار خود را انجام دهند.
الهه دیگری به نام کلوآسینا نیز با نظام فاضلاب روم پیوند داشت. ونوس، الهه عشق و زیبایی، با پاکیزگی و تطهیر نیز ارتباط داده میشد و گاه او را با نام ونوس کلوآسینا، یعنی «ونوسِ پاککننده»، میخواندند. معلوم نیست که کلوآسینا در اصل ایزدبانویی مستقل بوده که بعدها با ونوس درآمیخته، یا صرفاً لقبی برای ونوس بوده است. به هر روی، او نگهبان و حامیِ سامانه فاضلاب روم به شمار میرفت و پرستشگاه کوچکی نیز بر فراز کلوآکا ماکسیما داشت. بنا بر افسانه، پیمانی که به دشمنی میان رومیان و سابینهای همسایه پایان داد، درست در همان مکان بسته شد.

میراث فاضلابهای روم
حتی چندین قرن بعد، سامانه آبرسانی و فاضلاب روم همچنان یکی از شگفتیهای مهندسی جهان باستان و از شناختهشدهترین جلوههای تمدن روم به شمار میرود. با این حال، این سامانه محدودیتهای قابلتوجهی نیز داشت. شبکه فاضلاب روم در درجه نخست برای زهکشی و خشک نگه داشتن زمینهای باتلاقی میان تپههای شهر ساخته شده بود و دفع فضولات تنها کارکردی ثانویه محسوب میشد. هرچند این سامانه از نبودِ هرگونه تأسیسات بهداشتی بهتر بود، اما در عمل کاری بیش از انتقال پسماندهای جامد انجام نمیداد. عوامل بیماریزا همواره تهدیدی جدی بودند و از آنجا که رومیان هنوز شناختی از نظریه میکروبها نداشتند، عملاً ابزار مؤثری برای جلوگیری از گسترش بیماریها در اختیار نداشتند.
با وجود همه این کاستیها، شبکه فاضلاب روم توانست از شهری پشتیبانی کند که جمعیت آن در اوج خود از یک میلیون نفر فراتر میرفت. اما با آغاز افول امپراتوری روم، نگهداری و رسیدگی به این سامانه نیز رو به زوال گذاشت. تا زمان سقوط روم در سده پنجم میلادی، شبکه فاضلاب چنان فرسوده و متروک شده بود که بخش بزرگی از زمینهای باتلاقی دوباره پدیدار شدند و همراه با آنها بیماریهایی مانند مالاریا شیوع یافت. هرچند تلاشهایی برای مرمت آبراههها، کلوآکا ماکسیما و دیگر شبکههای فاضلاب در سراسر قلمروی سابق روم انجام شد، این اقدامات پراکنده بود و تأثیر چندانی نداشت.
با وجود همه نقصها، سامانه بهداشت و فاضلاب روم همچنان بهمراتب پیشرفتهتر از هر نظام مدیریت پسماند شهری در دیگر جوامع پیشاصنعتی بود. از میان رفتن این سامانه باعث شد استانداردهای بهداشتی برای چندین قرن عقبگرد کنند. درواقع، تا اواخر سده نوزدهم بود که تمدن بشری بار دیگر توانست به سطحی از مهندسی و بهداشت شهری دست یابد که رومیان نزدیک به هزار سال پیش به آن رسیده بودند.
نویسنده: رابرت دِ گراف؛کارشناس ارشد تاریخ
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹
کد مطلب 2251287
-
توالتهای باستانی/ روم چگونه مشکل دفع فضولات انسانی خود را حل کرد؟
