۳ سال است عقد کردیم و خیلی همدیگر را دوست داریم؛ اما اطرافیان میگویند وقتی بروید سر خانهوزندگی، این علاقه کمرنگ میشود و این باعث شده استرس بگیریم و تمایلی برای رفتن به خانه خودمان نداشته باشیم. راهنمایی کنید چه کنیم؟
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه خراسان در پاسخ مخاطب خود نوشت: ، قابل درک است که شنیدن این حرفها چقدر میتواند اضطرابآور باشد؛ به خصوص وقتی که شما و همسرتان در حال حاضر رابطهای بسیار خوب دارید. افراد وقتی در اوج خوشبختی هستند، طبیعی است که از تغییر شرایط بترسند. چند نکته را با هم بررسی میکنیم:
۱ باورهای غلط اطرافیان را شناسایی کنید
بسیاری از کسانی که این حرفها را میزنند بر اساس تجربیات شخصی خودشان یا کلیشههای قدیمی صحبت میکنند. واقعیت این است که عشق زندگی مشترک با عشق دوران عقد متفاوت است نه لزوما کمتر. دوران عقد دورانی پر از هیجان و دوری است. زندگی زیر یک سقف فرصتی برای ساختن صمیمیت عمیقتر است. در زندگی مشترک عشق از شکل شور و هیجان به تکیهگاه و رفاقت تغییر ماهیت میدهد که بسیار پایدارتر است.
۲ چرا فکر میکنید به خانه خودتان نروید؟
اگر به خاطر ترس از تغییر رابطه رفتن به خانه خودتان را عقب میاندازید، در واقع دارید خودتان را از رشد رابطهتان محروم میکنید. زندگی زیر یک سقف، چالشهای خودش را دارد اما همین چالشها هستند که باعث میشوند شما یاد بگیرید چگونه یک تیم باشید. هیچکس با در جا زدن در دوران عقد پختگی لازم برای یک زندگی موفق را پیدا نمیکند.
۳ به جای ترسیدن برنامهریزی کنید
اینکه اطرافیان چه میگویند مهم نیست. مهم این است که شما و همسرتان چه قراردادی با هم میبندید. برای آنکه عشق کم نشود، این استراتژیها را امتحان کنید:
*حفظ قرارهای عاشقانه ،تقسیم کار عادلانه، اولویتبندی رابطه
به هم قول بدهید که در هر شرایطی رابطه دو نفرهتان اولویت اول است و مسائل کاری و فامیل یا خستگی نباید جایگاه شما را در قلب یکدیگر متزلزل کند.
۴ آگاهانه انتخاب کنید
شما میتوانید اجازه بدهید که حرفهای دیگران تبدیل به پیشگویی خود محقق کننده شود. (یعنی چون می ترسید رفتارتان تغییر کند و رابطه سرد شود) یا میتوانید تصمیم بگیرید که شما یک استثنا باشید. به جای حرف دیگران از همسرتان بپرسید چه چیزی باعث میشود که من و تو وقتی زیر یک سقف هستیم همچنان برای هم جذاب باقی بمانیم؟
پاسخ به این سوال انرژی شما را از ترس از آینده به سمت خلق یک آینده خوب هدایت میکند. 17302 کد مطلب 2252066
-
اعترافات مرد قاتل: فرنگیس اصرار داشت با او ازدواج کنم و من راضی نبودم/ درگیر شدیم و کارد میوه خوری را در سینه اش فرو کردم
-
زندگی نامزدی مان خوب است؛ اگر ازدواج کنیم به همدیگر بی علاقه می شویم؟/ شنیدن این حرفها چقدر میتواند اضطرابآور باشد
-
بازار تخممرغشانسی های چندمیلیون تومانی را چه کسانی داغ می کنند؟ / «آخه کی 3 میلیون میده به پلاستیک؟»
-
بساط زشت سلفی گرفتن با سلبریتی ها آن هم در محلس ختم و مراسم تشییع، نمی خواهد تمام شود؟
-
اعتراض والدین کودکان اوتیسم به صف بیپایان حق پرستاری/ هشدار خانوادهها درباره فرسودگی/ «به ما میگویند منتظر خروج یا مرگ دیگران باشید»
-
آخرین تماس همایون قبل از شهادت؛ «مادر، آمریکا زد…» / چند دقیقه بعد دیگر کسی پاسخ تلفن را نداد
