نگرش تحلیلگران ترکیه به سیاست جدید امارات در قبال سوریه
- 12 مرداد 1405 – 10:30
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
پرونده سوریه همچنان یکی از پیچیدهترین عرصههای رقابت و همکاری بین کنشگران منطقهای است.
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، اوضاع و احوال سیاسی سوریه و موقعیت آتی این کشور در معادلات منطقه، برای ترکیه از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که آنکارا هنوز هم به عنوان مهمترین حامی منطقهای دولت احمد الشرع در دمشق شناخته میشود. با این حال، شواهد نشان میدهد که روابط سوریه با بسیاری از کشورهای عربی منطقه و به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، برای مقامات ترکیه از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در سیاست خارجی آنکارا، تا همین چند سال پیش، امارات متحده عربی به عنوان یکی از کنشگران مهم محور ضد ترکیه قلمداد میشد. ولی حالا چنین نیست و ترکیه با وجود نگرانی از برخی مزیتهای رقابتی امارات، دست کم در پرونده سوریه، نیم نگاهی به این مساله دارد که آیا برخی رقابتهای پیدا و پنهان در کنار همسوییها بین امارات و رژیم صهیونیستی، بر ثبات سوریه نیز تاثیر خواهد گذاشت یا نه.
«مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه» (اُرسام) در آنکارا، به عنوان یکی از اندیشکدههای نزدیک به دولت اردوغان به بررسی این موضوع پرداخته است.
تحلیلگر این مرکز مطالعاتی یعنی رجب طیب تکه، در یک گزارش تحلیلی، به موضوعاتی اشاره کرده که از بسیاری جهات، نگرانیها و نوع نگرش مقامات ترکیه به تحرکات امارات در سوریه را برایمان روشن میکند.
بخشهایی از این گزارش را با هم مرور میکنیم:
سوریه آزمونی برای همکاری امارات و اسرائیل
همزمان با افزایش حملات پیدرپی اسرائیل در جنوب سوریه، امارات متحده عربی با تعمیق روابط خود با دمشق، در جهتی مخالف حرکت کرد. اگرچه امارات و اسرائیل در سالهای اخیر همکاری استراتژیکی ایجاد کردهاند، اما مسئله سوریه در حال تبدیل شدن به یکی از حوزههای اصلی تنش است که محدودیتهای این همکاری را آشکار میکند.
از دیدگاه اسرائیل، سوریه پس از اسد همچنان یک مشکل امنیتی است که باید از طریق فشار نظامی، اشغال و بازدارندگی تحت کنترل نگه داشته شود. در مقابل، امارات، سوریه را کشوری میداند که در حال تثبیت، طی یک فرآیند بازسازی و ادغام مجدد در سیستم بینالمللی است. این دیدگاههای متفاوت، دو کنشگر را به سمت دنبال کردن سیاستهایی متفاوت در قبال سوریه سوق میدهد.

از رویکرد محتاطانه تا تعامل
پس از پایان دوران بشار اسد در سوریه، ابوظبی ترجیح داد مانند ترکیه و عربستان سعودی در توسعه روابط با دمشق، به سرعت قدم برندارد.
البته این رویکرد محتاطانه تا حد زیادی مبتنی بر نگرانیهای ایدئولوژیک بود. امارات متحده عربی که مدتها موضعی فاصلهدار نسبت به جنبشهای سیاسی اسلامگرا اتخاذ کرده بود، رویکرد محتاطانه به قدرت گرفتن «هیات التحریر الشارم» در سوریه داشت.
با این حال، موضع امارات متحده عربی، مبتنی بر رد قطعی نبود. ابوظبی در حالی که از پذیرش سریع دولت جدید در سوریه اجتناب میکرد، کانالهای ارتباطی با دمشق را باز نگه داشت و سیاست عادیسازی محتاطانه و تدریجی را دنبال کرد.
این رویکرد به امارات متحده عربی اجازه داد تا روند گذار در سوریه، تضمین ماندگاری رهبری جدید و واکنشهای بازیگران بینالمللی به این روند را ارزیابی کند.
با این حال، تحولات به مرور زمان باعث شد ابوظبی سیاست خود در قبال سوریه را مورد بازنگری قرار دهد. اولاً، سوریه به لطف افزایش مشروعیت داخلی و خارجی، باثباتتر به نظر میرسید. همزمان با تثبیت اقتدار دولت جدید، برقراری مجدد امنیت داخلی و کسب مشروعیت فزاینده در میان بازیگران منطقهای و بینالمللی، هزینه حفظ فاصله از دمشق برای ابوظبی افزایش یافت. ثانیاً، ترکیه و عربستان سعودی به عنوان شرکای استراتژیک کلیدی سوریه ظهور کردند.

آنکارا به سرعت به مهمترین شریک سوریه جدید در حوزههای امنیت، اقتصاد و ارتباطات تبدیل شد و ریاض سیاست فعالی را برای افزایش نفوذ خود در دمشق دنبال میکند. در نتیجه اکراه ابوظبی و ماندن در قامتِ یک نظارهگر صرف در حاشیه، این خطر را به همراه داشت که رقبای منطقهای، آینده سوریه را بدون نفوذ امارات شکل دهند.
سوم، حمایت قوی دولت ترامپ از دولت جدید سوریه، ایجاد تعامل عمیقتر با دمشق را به سیاستی معقولتر برای ابوظبی تبدیل کرد. حمایت واشنگتن نشان داده که عادیسازی روابط با سوریه صرفاً یک ابتکار منطقهای به رهبری ترکیه، قطر و عربستان سعودی نیست، بلکه یک تلاش بینالمللی گستردهتر با هدف تثبیت سوریه و ادغام مجدد آن در نظام بینالمللی است.
چهارم، سوریه به عنوان یک کریدور زمینی جایگزین که میتواند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهد، اهمیت استراتژیک پیدا کرده است. در زمانی که گذرگاههای دریایی و مسیرهای تجاری به طور فزایندهای شکننده میشوند، موقعیت جغرافیایی سوریه که خلیج فارس را به مدیترانه، ترکیه و اروپا متصل میکند، بار دیگر در اولویت قرار میگیرد. این امر به ابوظبی توجیه استراتژیک بیشتری برای افزایش تعامل خود با دمشق میدهد.
در نهایت، لغو تحریمهای بینالمللی علیه سوریه، این کشور را به مقصد سرمایهگذاری جذابتری برای سرمایه امارات متحده عربی تبدیل کرده است.
بخشهای مختلف، به ویژه حمل و نقل، انرژی، لجستیک و گردشگری، فرصتهای سرمایهگذاری قابل توجهی را برای سرمایههای خلیج فارس ارائه میدهند. برای امارات متحده عربی که هدف آن تقویت جایگاه خود در شبکههای تجاری و زیرساختی منطقهای است، روند بازسازی و بهبود اقتصادی سوریه نیز فرصتهای اقتصادی قابل توجهی را در بر دارد. همگرایی این پویاییها، ابوظبی را از یک سیاست تعامل محتاطانه به یک استراتژی فعالتر در سوریه تغییر داده است.
سیاست جدید ابوظبی در سوریه
تحولات اخیر، تغییر در سیاست امارات متحده عربی در قبال سوریه را نشان میدهد و در عین حال، واگرایی استراتژیک بین رویکرد امارات و اسرائیل را نیز آشکار میکند.
اعلام پروژههای سرمایهگذاری به ارزش دهها میلیارد دلار توسط ابوظبی در سوریه، ملموسترین نشانه اعتماد آن به ثبات و روند بهبود بلندمدت این کشور است.
این سرمایهگذاریها، موقعیت استراتژیک امارات متحده عربی در سوریه را از نظر ادغام اقتصادی، کریدورهای تجاری و اتصال منطقهای نشان میدهد. این همان جایی است که واگرایی با اسرائیل آشکارتر میشود.
از همان آغاز روند گذار در سوریه، اسرائیل سیاستی را دنبال کرده که بر افزایش فشار نظامی در جنوب و تضعیف اقتدار دمشق متمرکز است. بنابراین، در حالی که امارات متحده عربی در سوریه سرمایهگذاری میکند، اسرائیل گامهایی برداشته که امنیت و ثبات را تضعیف میکند.
یکی دیگر از تحولات مهم، مذاکرات مداوم ابوظبی با مقامات سوری در مورد یک کریدور تجاری جدید است که امارات متحده عربی و سوریه را از طریق عراق به هم متصل میکند.
در صورت اجرا، این کریدور نقش سوریه را به عنوان یک قطب ترانزیت منطقهای تقویت کرده و مسیر جایگزینی را برای امارات متحده عربی به مدیترانه فراهم میکند.
از نظر استراتژیک، این وضعیت همچنین نشان میدهد که ابوظبی قصد دارد وابستگی خود را به پروژههای ارتباطی مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) کاهش دهد، که به بندر حیفای اسرائیل نقش محوری میدهد. این بدان معنا نیست که امارات متحده عربی کریدور IMEC یا همکاری خود با اسرائیل را رها کرده است.
با این حال، نشان میدهد که ابوظبی نمیخواهد صرفاً به مسیرهایی که از اسرائیل عبور میکنند وابسته باشد. در این زمینه، امارات متحده عربی در حال توسعه کریدور سوریه-عراق-خلیج فارس است و بنادر سوریه را به عنوان مسیری جایگزین برای حیفا در محیطی منطقهای در نظر میگیرد که رویکرد امنیتی اسرائیل خطرات سیاسی و استراتژیک ایجاد میکند.
مورد سویدا نمونه دیگری از این واگرایی را نشان میدهد. بیانیه حکمت الهجری، رهبر دروزیها مبنی بر اینکه بودجه سازمانهای مستقر در امارات متحده عربی به طور کامل متوقف شده، نشان داد که ابوظبی از پروژههای جداییطلبانه در سوریه فاصله گرفته است.
این وضعیت با توجه به استفاده اسرائیل از مسئله دروزی ها در جنوب سوریه به عنوان ابزاری برای نفوذ علیه دمشق، اهمیت بیشتری پیدا میکند. امارات متحده عربی، با فاصله گرفتن از چنین ابتکاراتی، شروع به اتخاذ موضعی مبنی بر دوری از سیاستهایی کرده که میتواند تمامیت ارضی سوریه را تضعیف کند.

محکومیت حملات اسرائیل به خاک سوریه توسط ابوظبی، این تغییر سیاست را تأیید میکند. امارات متحده عربی آشکارا ناراحتی خود را از اقدامات بیثباتکننده اسرائیل ابراز کرده و این حملات را نقض حاکمیت سوریه دانسته است.
برای امارات متحده عربی که سرمایهگذاری سیاسی و اقتصادی در روند بهبود سوریه را آغاز کرده، اقدامات نظامی اسرائیل خطر مستقیمی برای موفقیت این سرمایهگذاریها محسوب میشود.
این تحولات نشاندهنده واگرایی فزاینده در اهداف استراتژیک اسرائیل و امارات متحده عربی در مورد سوریه است. اولویت اسرائیل جلوگیری از ظهور یک قدرت متخاصم با آن در نزدیکی مرزهایش است.
در عمل، این رویکرد در اشغال، فشار نظامی و حمایت از شبهنظامیان جداییطلب خود را نشان میدهد. این نشان میدهد که اسرائیل سوریهای ضعیف و تکهتکه را ترجیح میدهد.
با این حال، اولویتهای امارات متحده عربی متفاوت است. ابوظبی خواهان سوریهای باثبات است که بتواند در شبکههای تجاری، سرمایهگذاری و ارتباطی منطقهای ادغام شود.
برای این منظور، امارات متحده عربی قصد دارد از فرصتهای اقتصادی ناشی از روند بازسازی سوریه بهره ببرد و نقش فعالی در شکلدهی به کریدورهای تجاری جایگزین ایفا کند.
در عین حال، این کشور به دنبال افزایش نفوذ سیاسی خود بر دمشق است و مانع از تبدیل شدن ترکیه و عربستان سعودی به تنها بازیگران تعیینکننده در نظم پس از اسد میشود.
واگرایی فزاینده اولویتها در مورد سوریه، مرزهای مشارکت امارات و اسرائیل را مشخصتر میکند. یک طرف، به دنبال محدود کردن اقتدار و ظرفیت دولتی دمشق است، در حالی که طرف دیگر در ثبات و بازسازی سوریه سرمایهگذاری میکند.
تعمیق تعامل ابوظبی با دمشق، همراه با فشار نظامی مداوم تلآویو بر سوریه، واگرایی بین سیاستهای دو کشور در قبال سوریه را بیشتر تشدید خواهد کرد.
در سالهای اخیر، امارات متحده عربی، اسرائیل را به عنوان یکی از مهمترین شرکای منطقهای خود قرار داده و سرمایهگذاری استراتژیک قابل توجهی در این مشارکت انجام داده است.
با این حال، اگر روندهای فعلی ادامه یابد، سوریه میتواند به یکی از مناطق اصلی تنش و اختلاف تبدیل شود که تابآوری مشارکت استراتژیک بین دو کشور را محک خواهد زد.
انتهای پیام/