چرا امام(ره) فرمودند: "یا خرمشهر یا سپاه"؟
- 31 تير 1405 – 15:38
- اخبار فرهنگی
- اخبار فرهنگ حماسه و مقاومت
رضایی: «امام گفتند؛ به فلانی بگویید که یا سپاه یا خرمشهر.»، هیچگاه امام با سپاه اینطور برخورد نکرده بودند.
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سه روز از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران گذشته بود که صدام دوباره تصمیم گرفت شانس خود را برای رسیدن به رؤیای شیرین تصرف خرمشهر با بهقول خودشان «محمره»، امتحان کند.
همان ایام بود که گزارشهایی هم به امام خمینی(ره) رسیده بود مبنی بر اینکه نیرو برای جنگیدن کم است و…، شاید همین گزارشات به گوش دیکتاتور دیوانه عراق رسیده بود که 31 تیر سال 67 چند لشکر بهسمت مرزهای ایران روانه شد.
محسن رضایی که مسئولیت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در سالهای قبل بهعهده داشت اینطور روایت میکند: اصولاً صدام هم باید بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران آن را میپذیرفت اما صدام قطعنامه 598 را نپذیرفت و اعلام کرد: «من به پذیرش ایران مشکوک هستم.»، و چند روز بعد، بهجای اینکه آتشبس اعلام کند، اولین هجوم خود را از منطقه کوشک به خوزستان آغاز کرد. ارتش عراق در حقیقت حدود پنج، شش روز بعد از اینکه ایران قطعنامه 598 را پذیرفت، بهجای اینکه او هم بپذیرد و اعلام آتشبس کند، از مناطق حسینیه و کوشک در شمال خرمشهر بهسمت جاده اهواز ـ خرمشهر حمله و این جاده را تصرف کرد و خرمشهر محاصره شد و امکان تدارکات به شهر و ارتباط بین نیروهایی که در پادگان حمید بودند، با نیروهایی که در خرمشهر بودند قطع شد.
روز پنجم یا ششم هجوم سراسری عراق بود که حاج احمد آقای خمینی با من تماس گرفت و گفت: «امام گفتند؛ "به فلانی بگویید که یا سپاه یا خرمشهر."»، از اول جنگ تا آن موقع، هیچگاه امام با سپاه اینطور برخورد نکرده بود و این نشان میدهد که مسئله خرمشهر در آخر جنگ خیلی مهمتر از مسئله خرمشهر در ابتدای جنگ است.»
آنچه صدام روی آن حساب کرد، این بود؛ حالا بعد از پذیرش قطعنامه وقتی تعدادی از رزمندگان و مردم که به این مدل از پایان جنگ ابراز ناراحتی میکردند، صدای مخالفشان بلند خواهد شد و جامعه دچار عدموحدت شده و در ادامه تشنجات ایجادشده راه را برای او و سربازانش باز خواهد کرد.
اسلحه همه خراب شد الّا مریم امجدی/آدیداس سفید بهجای پوتین!
یعقوب زهدی نیز فرمانده توپخانه سپاه پاسداران در آن زمان از لحظه شنیدن این جمله جدی و شاید تند امام خمینی(ره) میگوید: «ایشان گفتند که یا سپاه یا خرمشهر؛ یعنی اگر دوباره خرمشهر را از دست بدهیم، سپاه بی سپاه، دیگر سپاه نمیتوانست سربلند کند.»
بلافاصله بعد از این جمله و البته با اطلاع از حرکت لشکریان دشمن، فرماندهان سپاه بهسرعت جلسهای تشکیل دادند و اعلام بسیج عمومی داده شد، تعداد داوطلبین آنقدر زیاد بود که دیگر برای اسکان و تجهیز آنها هم مشکلاتی به وجود آمده بود. رزمندگان دسته دسته راهی جبهه میشدند تا نگذارند پای سرباز متجاوزی به این کشور باز شود. پیام فرماندهکل قوا انگار جانی تازه به جبههها بخشیده بود.
عملیاتی با نام عملیات «سرنوشت» طراحی شد و 48 ساعت نیز مدت حمله طول کشید. محسن رضایی در خصوص علت نامگذاری آن نیز میگوید: با توجه به جمله حضرت امام(ره) این نام را انتخاب کردیم.
سردار محمدرضا عیدیزاده، فرمانده وقت لشکر مهندسی رزمی 42 قدر، زمان پایان عملیات را اینطور توصیف میکند: «زمانی که حمله دوباره عراقیها شروع شد، رزمندهها با شجاعت با آنها مقابله کردند. حضور گسترده مردم، بسیار درخور توجه و تأمل بود. آیتالله خامنهای که در آن زمان امام جمعه تهران بود، اعلام کردند که همه رزمندهها و ائمه جمعه بهطرف جبهه حرکت کنند، خود ایشان در جبهه حاضر شدند و نیروهای مردمی بسیار زیادی بهدنبال این حرکت به جبهه رفتند.
تقریباً اینها تازه به پشت جبهه رسیده بودند که رزمندگان جلوی نیروهای دشمن را در منطقه خرمشهر گرفتند و نگذاشتند از منطقه ایستگاه حسینیه جلوتر بیایند، از طرف کوشک بهسمت اهواز هم، همان تعداد معدود رزمندگان، با پشتیبانی و لطف خدا، جلوی دشمن را گرفتند.
بسیجیهای زیادی، آن روزها در عقبههای لشکرها جمع شده بودند. این نیروها بهصورت گسترده وارد جنگ نشدند؛ ولی حرکت مردمی که آن روز انجام شد، بسیار مهم بود و نشاندهنده تصمیم بهموقع ولی فقیه، روحانیت و ائمه جمعه شهرستانها در پشتیبانی از قوای رزمی کشور بود.»
انتهای پیام/+