واقعیت آن است که میانجیگری طیف گستردهای از کشورهای منطقهای نتوانست زمینه لازم برای ایجاد توافق پایدار و دفاع از مفاد «یادداشت تفاهم» را فراهم آورد.
به گزارش خبرآنلاین ابراهیم متقی استاد دانشگاه تهران در روزنامه اعتماد نوشت: ایران در شرایطی به کنش نظامی مقابلهجویانه روی آورد که چارهای جز مقاومت را نمیتوانست در دستور کار قرار دهد. در روند میانجیگری شاهد تلاشهای صادقانه و سازنده مقامهای سیاسی بسیاری از کشورهای منطقهای بوده و نقش هر یک از آنان در کنترل و مدیریت بحران بر همگان مبرهن و آشکار میباشد.
دونالد ترامپ پس از امضای یادداشت تفاهم ازسوی گروههای جمهوریخواه امریکایی مورد انتقاد قرار گرفت که این توافق با راهبرد امنیتی امریکا برای محدودسازی قدرت و ضعف ساختاری ایران هماهنگی ندارد، به همین دلیل است که دونالد ترامپ «سیاست آتشبیاری معرکه» را در دستور کار قرار داد.
ترامپ در دوران پس از توافق، تلاش همهجانبهای به انجام رساند که جنگ علیه ایران را بار دیگر در دستور کار قرار داده و برای تحقق این امر از سیاست و سازوکارهایی بهره گرفت که منجر به انجام اقدام متقابل ازسوی ایران گردید. ترامپ عملا الگوی سیاسی و کنش امنیتی را به کار گرفت که مغایر با «بند 5 یادداشت تفاهم» بوده است. در این بند مقرر شده بود که بازگشایی و مدیریت تنگه هرمز توسط ایران انجام خواهد شد. برای اجرا و تحقق چنین تعهداتی، طبیعی است که میبایست سازوکارهای عملیاتی تنظیم شده و تمامی کشورهای منطقهای و قدرتهای بزرگ خود را متعهد به اجرای الگوی توافق شده برای تردد تجاری نمایند.
نادیده گرفتن قواعد عبور و مرور بیخطر ازسوی کشتی عربستان، چالشهای امنیتی را بازتولید نموده و در چنین شرایطی بود که بار دیگر مرحله سوم اقدامات نظامی امریکا علیه ایران در قالب «جنگ گزینشی» و «عملیات تاکتیکی» مقابلهجویانه با ایران در دستور کار نیروی فرماندهی مرکزی امریکا موسوم به سنتکام قرار گرفت. دونالد ترامپ که از انگیزه بهکارگیری ادبیات و قالبهای مفهومی با رویکرد تهاجمی برخوردار میباشد، ابتکار عمل جنگ جدیدی را علیه ایران به دست گرفت. طبیعی است که ایران در روند عملیات نظامی و جنگ جدید امریکا، از سازوکارهای مربوط به اقدام متقابل بهره گرفته و به این ترتیب زمینه برای ظهور چالشهای جدید در فضای سیاسی و امنیتی ایران به وجود آمد.
نتیجه- سفر «الزیدی» نخستوزیر عراق به تهران را میتوان ادامه سازوکاری دانست که قادر است تا سطح جدیدی از کنش همکاریجویانه در روابط کشورهای منطقهای را به وجود آورد. امریکا در سالهای گذشته همواره عراق را مجبور به انجام اقداماتی نموده که اولا از اجرای تعهدات اقتصادی و مالی خود استنکاف نماید، ثانیا ساز و کارهایی را در دستور کار قرار دهد که منجر به وضعیت ابهام در آینده روابط امنیتی و راهبردی ایران و کشورهای منطقهای شود. سازوکارهای مبتنی بر دیپلماسی را میتوان اقدام همراه با حسننیت فراگیر کشورهای منطقهای در ارتباط با ایران دانست.
هر یک از کشورهای منطقه به این موضوع واقف هستند که تصاعد بحران و جنگ میتواند چالشهای امنیتی و اقتصادی فراگیری برای تمامی نهادهای بینالمللی، اقتصاد جهانی و کشورهای حوزه خلیجفارس به وجود آورد. سیاست امنیتی ایران را میتوان به عنوان بازیگری موردتوجه قرار داد که تاکنون هیچگاه از «اقدامات و عملیات پیشگیرانه» بهره نگرفته، اما از انگیزه لازم برای «کنش تدافعی» و همچنین «اقدامات بازدارنده منطقهای» برخوردار میباشد.
اگرچه الزیدی به عنوان نخستوزیر کشور دوست و برادر از احترام قابلتوجهی برای کارگزاران سیاسی و راهبردی ایران برخوردار است، اما باید به این موضوع نیز توجه و اشاره داشت که نامبرده ماموریت و مسوولیت خطیری را عهدهدار شده است. انتقال پیام بازیگرانی ازجمله ترامپ در ذهنیت سیاسی و کارگزاران راهبردی ایران اعتبار چندانی ندارد. علت اصلی آن را باید در «دیپلماسی فریب» و «سیاست کنش غافلگیرانه» امریکا در چند مرحله تاریخی گذشته دانست. کشوری که نقش موثری در سیاست جهانی ایفا میکند، میبایست سازوکارهایی را در دستور کار قرار دهد که زمینه مدیریت بحران و کنترل چالشهای امنیتی را فراهم سازد.
کارگزاران سیاسی و جامعه ایرانی از هرگونه میانجیگری استقبال به عمل میآورند. هر یک از افرادی که در ماههای گذشته تلاش قابلتوجهی برای میانجیگری به انجام رسانده را میتوان به عنوان بخشی از «معادله صلحسازی» در فضای پرمخاطره امنیتی جنوب غرب آسیا دانست؛ منطقهای که همواره چالشهای امنیتی تکرار شونده و پردامنه را تجربه نموده و در نتیجه نشانههایی از بیثباتی و ناپایداری سیاسی را نیز به همراه خواهد داشت.
کارگزاران سیاسی عراق به این موضوع واقف هستند که امریکا در سالهای گذشته سیاست فریب و کنش تهاجمی را علیه عراق نیز در دستور کار قرار داده است. آنچه تاکنون مانع از اقدامات پرشدت امریکا در ایران گردیده میتوان تابعی از قابلیتهای تاکتیکی جمهوری اسلامی برای انجام عملیات متقابل در برابر کنش تهاجمی امریکا و اسراییل دانست.
هرگونه صلحسازی بدون تضمین امنیتی، نتایج مطلوبی برای ایران و امنیت منطقهای ایجاد نخواهد کرد. امریکا و اسراییل میبایست در برابر اقدامات تهاجمی خود علیه مراکز، رهبران سیاسی و تاسیسات اقتصادی و اجتماعی ایران پاسخگو باشند. ایران از سیاست صلحسازی استقبال به عمل آورده و هرگونه میانجیگری میبایست مبتنی بر نشانههایی از «تعادل مطالبات» و «موازنه قدرت» جدیدی برای ایران باشد که مانع از اقدامات تهاجمی جدید شود. در 14 ماه گذشته ایران در سه مرحله تاریخی در معرض کنش تهاجمی امریکا و اسراییل قرار داشته و این امر نشانههایی از ناپایداری دیپلماسی صلح را منعکس میسازد. صرفا معادله تعادل و موازنه قدرت میتواند نقش موثری در پایداری یادداشت تفاهم و گذار از چالشهای نوظهور داشته باشد.
17302
کد مطلب 2251536
-
چرا میانجیگری های کشورهای منطقه نتوانست جنگ امریکا با ایران را متوقف کند؟/ نقش الزیدی نخست وزیر عراق چیست؟
