گفتمان حداقلی؛ تبدیل تجاوز خارجی به کیفرخواست داخلی

گفتمان حداقلی؛ تبدیل تجاوز خارجی به کیفرخواست داخلی

داده‌های افکار عمومی نشان می‌دهد که جامعه ایران نیز دیگر در فضای پیش از جنگ زندگی نمی‌کند. پس از امضای تفاهم‌نامه، حدود دو سوم مردم معتقد بودند که این تفاهم‌نامه به توافقی پایدار منجر نخواهد شد و سه‌چهارم نیز پیش‌بینی می‌کردند که آمریکا به تعهدات خود پایبند نمی‌ماند. بنابراین بدبینی به دوام توافق تنها محصول تبلیغات گروه‌های حداکثری نبود؛ بلکه در بخش بزرگی از جامعه نیز وجود داشت.

در سیاست خارجی ایران، در برابر گفتمان حداکثری، جریان دیگری نیز وجود دارد که بیش از هر چیز بر هزینه‌های جنگ، تحریم و انزوا تأکید می‌کند. این جریان معمولاً راه‌حل را در گفت‌وگو، کاهش تنش و دستیابی به توافق می‌بیند؛ می‌توان آن را «گفتمان حداقلی» نامید.

حداقلی‌ها سخنان مهمی دارند. جنگ تنها در جبهه نظامی رخ نمی‌دهد؛ بلکه معیشت مردم، سرمایه‌گذاری، آموزش، سلامت و آینده کشور را نیز فرسوده می‌کند. هیچ سیاست‌مداری حق ندارد هزینه‌های انسانی و اقتصادی تصمیم‌های خود را نادیده بگیرد. کشور به کسانی نیاز دارد که خطر تشدید کنترل‌نشده، ضرورت مذاکره و امکان خروج از بحران را پیوسته یادآوری کنند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که توجه به هزینه جنگ، به کم‌دیدن ارادهدشمن می‌انجامد و نقد خطاهای داخلی، جای تحلیل رفتار مهاجم را می‌گیرد.

چه کسی تصمیم به حمله گرفت؟

در بخشی از روایت حداقلی، حمله آمریکا و اسرائیل بیش از آنکه نتیجه تصمیم و اهداف مهاجمان باشد، پیامد رفتار ایران معرفی می‌شود. در این روایت، آمریکا و اسرائیل گویا برنامه و اراده مستقلی ندارند و فقط به اقدامات ایران «واکنش» نشان می‌دهند.

به همین دلیل، نخستین پرسش پس از تجاوز این نیست که مهاجم چه هدفی داشت، چرا این زمان را برای حمله انتخاب کرد و چه سودی از جنگ می‌برد؛ پرسش به‌سرعت به این شکل درمی‌آید: «ایران چه کرد که مورد حمله قرار گرفت؟»

البته سیاست‌های هر کشور بر محاسبات دیگران اثر می‌گذارد و بررسی خطاهای خودی نه‌تنها مجاز، بلکه ضروری است. اما این واقعیت، مسئولیت مهاجم را از میان نمی‌برد. ممکن است دشمن نه به دلیل «تحریک»، بلکه به دلیل فرصت‌طلبی، احساس برتری یا تصور هزینه پایین حمله، جنگ را انتخاب کند. وقتی این عاملیت مستقل نادیده گرفته شود، تجاوز خارجی به کیفرخواستی علیه ایران تبدیل می‌شود.

نقد مدافعان یا تبرئه مهاجم؟

می‌توان عملکرد نیروهای نظامی و امنیتی را نقد کرد و درباره ضعف اطلاعاتی، خطای محاسباتی، ناهماهنگی یا هزینه یک عملیات پرسید. مدافع وطن بودن، هیچ فرد و نهادی را از پاسخ‌گویی معاف نمی‌کند. اما نقد تصمیم‌های دفاعی با متهم کردن مدافعان کشور به ایجاد زمینه تجاوز، یکسان نیست.

گاهی طعنه زدن به نیروهای دفاعی، آسان‌ترین راه برای توضیح یک بحران پیچیده می‌شود: «اگر ایران فلان سیاست را دنبال نمی‌کرد، حمله‌ای رخ نمی‌داد.» این جمله ممکن است بخشی از واقعیت را توضیح دهد، اما هرگز جای تحلیل سیاست آمریکا و اسرائیل را نمی‌گیرد.

مفاهیم دوران برجام برای جهان پس از جنگ

بخشی از گفتمان حداقلی هنوز با استفاده از مفاهیم دوران برجام، جهان امروز را تحلیل می‌کند. در آن دوره، توافقی بالفعل روی میز بود؛ برجام اجرا می‌شد، امید به کاهش فشار اقتصادی افزایش یافته بود و بخش‌هایی از اقتصاد، از جمله صنعت انرژی، جان تازه‌ای می‌گرفتند. در آن وضعیت، انتقاد از کسانی که آگاهانه توافق را تخریب می‌کردند یا از تداوم تحریم سود می‌بردند، موجه بود.

تجربه برجام همچنان مهم است، اما منطق و واژگان آن دوران را نمی‌توان بدون بازنگری به دوران جنگ منتقل کرد. جهان پس از جنگ، همان جهان نیست. اکنون روشن شده که مذاکره می‌تواند هم‌زمان با آماده‌سازی برای حمله ادامه یابد؛ آتش‌بس ممکن است صرفاً فاصله میان دو درگیری باشد؛ و اجرای تعهدات نیز به‌خودی‌خود امنیت ایجاد نمی‌کند. مسئله دیگر تنها رفع تحریم نیست؛ دفاع از سرزمین نیز به واقعیتی فوری تبدیل شده است.

مردم چه می‌خواهند؟

داده‌های افکار عمومی نشان می‌دهد که جامعه ایران نیز دیگر در فضای پیش از جنگ زندگی نمی‌کند. پس از امضای تفاهم‌نامه، حدود دو سوم مردم معتقد بودند که این تفاهم‌نامه به توافقی پایدار منجر نخواهد شد و سه‌چهارم نیز پیش‌بینی می‌کردند که آمریکا به تعهدات خود پایبند نمی‌ماند. بنابراین بدبینی به دوام توافق تنها محصول تبلیغات گروه‌های حداکثری نبود؛ بلکه در بخش بزرگی از جامعه نیز وجود داشت.

پس از حملات مجدد آمریکا، سه‌چهارم پاسخ‌گویان فقط آمریکا را مقصر می‌دانستند. این یافته مهم است: اکثریت جامعه مسئولیت اصلی جنگ را متوجه مهاجم می‌داند، اما بخشی از مردم همچنان خواهان بررسی سهم تصمیم‌های داخلی هستند.

این همان تفکیکی است که در بحث سیاسی نیز باید حفظ شود: می‌توان از خطاهای داخلی پرسید، بی‌آنکه مسئولیت اصلی تجاوز از دوش مهاجم برداشته شود. بیشتر مردم گفته‌اند که کشور بهتر است به‌جای اتکای صرف به مذاکره، خود را برای جنگ آماده کند. اکثریت نیز معتقدند مدیریت تنگههرمز باید در اختیار ایران باشد، حتی اگر این موضع خطر جنگ را افزایش دهد. همچنین سه‌چهارم گفته‌اند که در صورت وقوع مجدد جنگ، از کشور دفاع خواهند کرد.

این اعداد نشان نمی‌دهند که مردم خواهان جنگ هستند؛ جامعه‌ای که هزینهدرگیری را تجربه کرده، طبیعتاً صلح و زندگی عادی می‌خواهد. اما در عین حال، اکثریت حاضر نیست امنیت کشور را صرفاً بر وعده‌های آمریکا یا نتیجه مذاکرات بنا کند. پیام افکار عمومی روشن‌تر از دوگانه‌های سیاسی رایج است:

– مردم مذاکره بدون آمادگی را کافی نمی‌دانند،

– به تعهد آمریکا اعتماد چندانی ندارند،

– دفاع از کشور را وظیفه خود می‌شمارند،

– و در موضوع هرمز بر حق و نقش ایران تأکید می‌کنند.

به بیان دیگر، جامعه نه نسخه جنگ دائمی می‌خواهد و نه نسخه اعتماد بدون تضمین؛ مردم خواهان صلح‌اند، اما صلحی که پشتوانه دفاعی داشته باشد.

مذاکره جای بازدارندگی را نمی‌گیرد

مذاکره می‌تواند بحران را کنترل کند، سوءتفاهم را کاهش دهد و راه خروج ایجاد کند، اما خودِ بازدارندگی نیست. اگر طرف مقابل بداند که نقض توافق یا حملهمجدد برایش هزینهجدی ندارد، گفت‌وگو ممکن است فقط برای او زمان بخرد. این تصور که چون توافق برای هر دو طرف سودمند است، پس هر دو به یک اندازه برای حفظ آن خواهند کوشید، همیشه درست نیست؛ قدرت‌ها هزینهنقض یک توافق را به یک اندازه نمی‌پردازند.

به همین دلیل، توافق نباید هدف نهایی باشد؛ توافق وسیله‌ای برای افزایش امنیت، رفاه و قدرت انتخاب کشور است. باید روشن باشد که چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد، تعهدات دو طرف تا چه اندازه متوازن است، و ایران در صورت نقض، چه امکان عملی برای واکنش دارد.

کاهش تنش نیز با رفع تهدید یکسان نیست. ممکن است لحن‌ها آرام شوند و تماس‌ها افزایش یابد، اما برنامهنظامی، ائتلاف سیاسی و توان حمله همچنان باقی بمانند. آرامش باید فرصتی برای تثبیت صلح و بازسازی بازدارندگی باشد، نه دلیلی برای انکار خطر.

حداقلی‌ها: لازم، اما نه انحصاری

گفتمان حداقلی در نظام تصمیم‌گیری کشور نقش ضروری دارد. باید هزینه جنگ را محاسبه کند، درباره معیشت و جان مردم هشدار دهد، امکان توافق را بررسی کند و اجازه ندهد هر اختلافی به نزاعی حیثیتی و بی‌پایان تبدیل شود. اما همان‌گونه که حداکثری‌ها نباید به‌تنهایی تصمیم بگیرند، حداقلی‌ها نیز نباید سیاست کشور را به‌تنهایی تعیین کنند.

حداکثری‌ها قدرت و اراده دشمن را می‌بینند، اما گاه هزینه‌ای را که ایران باید بپردازد فراموش می‌کنند. حداقلی‌ها هزینه درگیری را می‌بینند، اما گاه اراده دشمن و ارزش بازدارندگی را دست‌کم می‌گیرند. راه درست، نقطه وسط هندسی میان این دو نیست؛ سیاست عاقلانه ممکن است در یک موضوع سخت‌گیرانه و در موضوعی دیگر منعطف باشد.

ایران به دیپلماسی نیاز دارد، اما با اهرم؛ به توافق نیاز دارد، اما با تضمین؛ به بازدارندگی نیاز دارد، اما هدفمند و کنترل‌پذیر؛ به آمادگی دفاعی نیاز دارد، اما با هدف جلوگیری از جنگ.

هیچ سیاستی نباید از آزمون جان و معیشت مردم معاف باشد، و هیچ تجاوزی نیز نباید به بهانه‌ای برای محاکمه مدافعان و تبرئه مهاجمان تبدیل شود.

مسئله امروز ایران، انتخاب میان مذاکره و دفاع نیست؛ ساختن صلحی است که دشمن نتواند آن را بی‌هزینه نقض کند.

کد مطلب 2251646

  • طلاین
  • گزارش صداوسیما از آخرین وضعیت تردد در تنگه هرمز/ لنگر انداختن ۶ کشتی در تنگه هرمز در ۲۴ ساعت گذشته پس از اخطار سپاه

    گزارش صداوسیما از آخرین وضعیت تردد در تنگه هرمز/ لنگر انداختن ۶ کشتی در تنگه هرمز در ۲۴ ساعت گذشته پس از اخطار سپاه

  • احتمال شنیده شدن صدای انفجار در قشم/ علت چیست؟

    احتمال شنیده شدن صدای انفجار در قشم/ علت چیست؟

  • گفتمان حداقلی؛ تبدیل تجاوز خارجی به کیفرخواست داخلی

    گفتمان حداقلی؛ تبدیل تجاوز خارجی به کیفرخواست داخلی

  • آمار کشته های ارتش آمریکا در حملات اخیر به روایت سخنگوی سپاه/ هشدار جدی به انگلیس/ بلای بزرگی برسر اسرائیل می‌آوریم

    آمار کشته های ارتش آمریکا در حملات اخیر به روایت سخنگوی سپاه/ هشدار جدی به انگلیس/ بلای بزرگی برسر اسرائیل می‌آوریم

  • واکنش استانداری به شایعه مشاهده یا سقوط یک شیء در آسمان یاسوج / شهر در امنیت کامل است

    واکنش استانداری به شایعه مشاهده یا سقوط یک شیء در آسمان یاسوج / شهر در امنیت کامل است

  • تک و پاتک پزشکیان و جبلی در دولت/ مدیران صدا و سیما از وحدت می‌گویند اما چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

    تک و پاتک پزشکیان و جبلی در دولت/ مدیران صدا و سیما از وحدت می‌گویند اما چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

  • پایان جنگ  ایران و امریکا کی و کجاست؟

    پایان جنگ ایران و امریکا کی و کجاست؟

  • واکنش یک چهره اصولگرا به احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران

    واکنش یک چهره اصولگرا به احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران

  • سخنگوی ارتش: جنگ به مرحله‌ای رسیده است که../ تقریباً تمام زیرساخت‌های آمریکا در اربیل نابود شده‌/ در انتهای جنگ ۴۰ روزه از پهپادهای جدید رونمایی کردیم

    سخنگوی ارتش: جنگ به مرحله‌ای رسیده است که../ تقریباً تمام زیرساخت‌های آمریکا در اربیل نابود شده‌/ در انتهای جنگ ۴۰ روزه از پهپادهای جدید رونمایی کردیم