قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

روایت مردی که شش سال است بزرگ‌ترین پرچم اربعین را با دستان خانواده‌اش می‌آفریند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پرچم که بالا می‌رود، نگاه‌ها هم بالا می‌رود؛ اما کمتر کسی می‌داند پشت آن پارچه سرخ عظیمی که هر سال در مسیر نجف تا کربلا به اهتزاز درمی‌آید، خانواده‌ای ایستاده‌اند که ماه‌ها با قلم، رنگ و عشق روی آن کار می‌کنند.

بنابر روایت تسنیم، برای علی‌محمد یغمائیان، طراحی بزرگ‌ترین پرچم جاماندگان اربعین فقط یک اثر هنری نیست؛ نذری است که هر سال با نوشتن هزاران نام، از شهدا و جاماندگان اربعین گرفته تا بیماران و مشتاقان زیارت، راهی کربلا می‌شود؛ پرچمی که به گفته‌ خودش «روح دارد».

پرچمی که یک خانواده آن را خلق می‌کند

همه چیز از یک کارگاه خانوادگی آغاز می‌شود؛ جایی که هنر، عشق و ارادت به اهل‌بیت علیهم‌السلام کنار هم می‌نشینند. علی‌محمد یغمائیان بیش از یک دهه است که پرچم‌های دست‌نویس مذهبی را طراحی و اجرا می‌کند، اما شش سال گذشته برای او معنای دیگری داشته است؛ شش سالی که توفیق طراحی و اجرای بزرگ‌ترین پرچم مسیر پیاده‌روی اربعین را به دست آورده است.

او با لبخند از نقش اعضای خانواده‌اش می‌گوید؛ از دختری که طرح‌های اولیه را می‌زند، از همسری که دوخت و رنگ‌آمیزی را برعهده دارد و از خودش که طرح را روی پارچه منتقل می‌کند. نتیجه، اثری است که نه محصول یک کارگاه صنعتی، بلکه حاصل ساعت‌ها همدلی یک خانواده است.«کار ما کاملاً خانوادگی است. خدا را شکر این توفیق نصیب خانواده ما شده است.»

او معتقد است همین همراهی خانوادگی، برکت اصلی کار است؛ برکتی که باعث شده هر سال پرچمی بزرگ‌تر از سال قبل خلق شود.

همه چیز از یک پیشنهاد شروع شد

اولین تجربه ساخت یک ابرپرچم به سال 1397 بازمی‌گردد؛ پرچمی با ذکر «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» که در عید غدیر رونمایی شد. اما نقطه عطف کار، چند ماه بعد و همزمان با اربعین همان سال رقم خورد؛ زمانی که یکی از خیران تصمیم گرفت پرچمی بزرگ برای مسیر نجف تا کربلا هدیه کند و اجرای آن را به یغمائیان سپرد.

پرچم نخست، شش متر عرض و 11 متر طول داشت؛ مزین به ذکر«الحسین یجمعنا». اثری که خیلی زود به یکی از نشانه‌های مسیر اربعین تبدیل شد.

یغمائیان می‌گوید هنوز هم هیچ ذکری را جایگزین آن عبارت نمی‌داند: «واقعاً «الحسین یجمعنا» یعنی همه ما را امام حسین(ع) دور هم جمع کرده است. به نظر من این ذکر اصلاً قابل جایگزین نیست.»اما این تازه آغاز راه بود."

سال بعد، خود او پیشنهاد داد دیگر منتظر حمایت دیگران نمانند و پرچم را به نیت هدیه به امام حسین(ع) خودشان آماده کنند. پرچم دوم، 9 متر در 16 متر بود؛ آن‌قدر بزرگ که از چند کیلومتر دورتر دیده می‌شد. «به دوستان گفتم یک سال تمام چشم‌انتظار اربعین ماندیم. امسال اجازه بدهید این پرچم را خودمان هدیه کنیم.»

آرزویی به اندازه نگاه میلیون‌ها زائر

برای علی‌محمد یغمائیان، بزرگ بودن پرچم هدف نیست؛ آنچه برایش اهمیت دارد، نگاه زائری است که چشمش به آن می‌افتد. وقتی از او می‌پرسم بعد از این همه سال چه آرزویی دارد، پاسخ می‌دهد:«همیشه خدا را قسم می‌دهم؛ خدایا، این همه زائر برای امام حسین علیه‌السلام فرستادی، ما را هم جزو خادمانش قرار بده. آرزویم این نیست که اسم ما دیده شود؛ فقط دلم می‌خواهد نگاه میلیون‌ها زائر به این پرچم بیفتد و شاید یکی از همان نگاه‌های پاک، دعایی هم برای ما بکند.»

او حتی این آرزو را برای بعد از مرگش هم نگه داشته است.«همیشه با خودم می‌گویم روزی که دستم خالی است و چیزی برای گفتن ندارم، حداقل بتوانم به خدا بگویم: خدایا! من آدم خوبی نبودم، اما تو اجازه دادی پرچمی برای اربعین بنویسم که میلیون‌ها نفر آن را دیدند.»

وقتی پشت پرچم، نام آدم‌ها نوشته شد

چند سال بعد، ایده‌ای به ذهنش رسید که امروز به یکی از شاخص‌ترین بخش‌های این پرچم تبدیل شده است. او تصمیم گرفت پشت پرچم را به نام کسانی بسپارد که آرزوی زیارت اربعین داشتند اما قسمتشان نشده بود. ابتدا تنها حدود 150 نام روی پارچه نوشته شد؛ نام شهدا، جاماندگان اربعین و افرادی که دیگر در میان مردم نبودند. اما این رسم هر سال بزرگ‌تر شد.

سال دوم تعداد اسامی به حدود 800 نفر رسید. سال سوم از هزار نفر گذشت.

سال گذشته، 3700 نام پشت پرچم نوشته شد و امسال پیش‌بینی می‌کند این عدد از چهار هزار نفر هم عبور کند: «این‌ها دل‌نوشته نیست؛ اسم آدم‌هایی است که دوست داشتند در این مسیر باشند؛ شهدا، بیماران، جاماندگان اربعین و کسانی که فقط گفتند اسم ما را هم روی پرچم بنویسید.»

او با مداد، ریزترین خط ممکن را انتخاب می‌کند تا هزاران نام در حاشیه‌های پرچم جا بگیرد. دلیلش هم ساده است:« وقتی این پرچم در آسمان کربلا به رقص درمی‌آید، چه بهتر که نام این عزیزان هم همراهش باشد».

هزاران نام را راهی کربلا کرد

ماجرای نوشتن اسامی روی پرچم، سال گذشته رنگ دیگری گرفت. چند روز مانده به اربعین، رادیو اربعین از یغمائیان دعوت کرد تا درباره این رسم متفاوت صحبت کند. گفت‌وگویی نزدیک به نیم ساعت روی آنتن زنده کافی بود تا هزاران نفر با این ایده آشنا شوند. همان روزها، تلفن او یک لحظه هم آرام نگرفت.

خانواده‌های شهدا، جانبازان، جاماندگان اربعین، بیماران و حتی کسانی که تنها یک التماس دعا داشتند، تماس می‌گرفتند و می‌خواستند نامشان روی پرچم نوشته شود: «مجری برنامه پرسید الان مشغول چه کاری هستید؟ گفتم دارم پشت پرچم را می‌نویسم؛ دارم اسامی شهدا و جامانده‌های اربعین را ثبت می‌کنم. بعد از آن برنامه، تلفن ما مدام زنگ می‌خورد. مردم فقط یک خواهش داشتند؛ اسم ما هم روی پرچم باشد.» نتیجه، پرچمی شد که بیش از 3700 نام را با خود تا کربلا برد.

شهدای جنگ هم همسفر اربعین شدند

سال گذشته، هم‌زمانی اربعین با روزهای پس از جنگ، حال و هوای دیگری به پرچم داد. یغمائیان تصمیم گرفت اسامی شهدای جنگ، شهدای خدمت، مدافعان حرم و دیگر شهدای این روزها را نیز کنار نام جاماندگان اربعین بنویسد. او می‌گوید:«دلمان نیامد این عزیزان از این قافله جا بمانند. گفتیم اگر خودشان نتوانستند در این مسیر قدم بردارند، لااقل نامشان همراه پرچم برود.»

امسال هم قصد دارد همین مسیر را ادامه دهد. برآوردش این است که تعداد اسامی از چهار هزار نفر هم بیشتر شود.

قرار ملاقات در عمود 1120

پرچم هر سال، پس از انتقال به عراق، در موکب خدام‌الحسین در عمود 1120 نصب می‌شود. همین موضوع باعث شده بسیاری از خانواده‌هایی که نام عزیزانشان روی پرچم نوشته شده، هنگام پیاده‌روی اربعین خود را به آن نقطه برسانند.

بعضی‌ها کنار پرچم می‌ایستند، اشک می‌ریزند، عکس می‌گیرند و بعد با آفریننده‌اش تماس می‌گیرند. «زنگ می‌زنند و می‌گویند الان کنار پرچمیم؛ آمده‌ایم سلام شهیدمان را برسانیم. آن‌ها برای ما دعا می‌کنند. شاید هیچ‌ وقت همدیگر را نبینیم، اما همین دعاها برایمان بزرگ‌ترین مزد است.»

او معتقد است از لحظه‌ای که پرچم در مسیر اربعین برافراشته می‌شود، دیگر متعلق به او نیست. «ما فقط آن را می‌نویسیم و می‌فرستیم. از آنجا به بعد، پرچم مال مردم است.»

نذر سایه؛ نذری متفاوت برای زائران

اما بزرگ بودن پرچم فقط برای دیده شدن نیست. وسعت بیش از 200 مترمربعی آن، کاربرد دیگری هم پیدا کرده است.

در مراسم تشییع پیکر شهدای خدمت و همچنین آیین‌های بزرگ مردمی، یغمائیان متوجه شد صدها نفر زیر این پرچم حرکت می‌کنند؛ کودکان داخل کالسکه، سالمندان، مادران و زائرانی که از آفتاب به زیر سایه آن پناه می‌آورند. همان‌جا بود که نام تازه‌ای برای این اثر انتخاب کرد؛ «نذر سایه».

دیدم مردم فقط پرچم را حمل نمی‌کنند؛ زیر سایه‌اش راه می‌روند، استراحت می‌کنند، بچه‌هایشان را از آفتاب حفظ می‌کنند. همان‌ جا با خودم گفتم این پرچم از این به بعد نذر سایه است.»

قرار است امسال نیز همین پرچم، از نجف تا کربلا روی دست زائران حرکت کند تا علاوه بر نشانی مسیر، سایه‌ای برای عاشقان سیدالشهدا(ع) باشد.

پرچمی که روی دست مردم زنده می‌شود

یغمائیان از لحظه‌ای حرف می‌زند که پرچم دیگر از کارگاه خارج می‌شود. به اعتقاد او، زیباترین بخش ماجرا همان زمانی است که هزاران دست، آن را روی دوش می‌گیرند.

از جمکران گرفته تا میدان امام حسین علیه‌السلام تهران و از آنجا تا مسیرهای اربعین. «من همیشه به خانواده‌ام می‌گویم، سهم ما فقط طراحی و نوشتن پرچم است؛ از لحظه‌ای که مردم آن را روی دست می‌گیرند، دیگر خودشان صاحب پرچم‌اند.»

او هنوز تصویر حرکت پرچم 9 در 25 متری از میدان امام حسین علیه‌السلام تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی را فراموش نکرده است. «مثل یک رودخانه جاری بود. هرکس چند متر پرچم را روی دست می‌گرفت و دوباره نفر بعدی ادامه می‌داد. آن روز فهمیدم این پرچم دیگر متعلق به ما نیست؛ متعلق به مردم است.»

نهصد شهید روی شانه‌های مردم

یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های او، مربوط به پرچمی است که در مراسم جاماندگان اربعین تهران حمل شد. با همکاری بنیاد شهید، اسامی 900 شهید روی حاشیه‌های آن نوشته شد.

او هنگام حرکت پرچم، چند بار برای مردم سخن گفت؛ اما جمله‌ای که همان روز بر زبان آورد، هنوز در ذهنش مانده است. «به مردم گفتم هیچ‌کدام غصه نخورید که شاید در تشییع این شهدا نبودید؛ امروز همین پرچمی که روی دوش شماست، انگار 900 شهید را با خودش حمل می‌کند و شما دارید آن‌ها را بر شانه‌هایتان می‌برید.»

بعدها یکی از حاضران به او گفته بود تا آن لحظه، اصلاً از این زاویه به پرچم نگاه نکرده بود.

ایران نمی‌میرد…

جنگ اخیر، ایده تازه‌ای در ذهن این هنرمند شکل داده است. او می‌گوید مدتی است یک جمله مدام در ذهنش تکرار می‌شود؛ جمله‌ای که دوست دارد روزی روی یکی از بزرگ‌ترین پرچم‌هایش نقش ببندد: «دوست دارم پرچمی طراحی کنم که روی آن نوشته باشد؛ «ایران نمی‌میرد.»

بعد کمی سکوت می‌کند و ادامه می‌دهد: «من باور دارم این سرزمین، سرزمین امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه است. سختی هست، جنگ هست، اما این مردم نشان داده‌اند که ایستادن را بلدند. دلم می‌خواهد این جمله روی یک پرچم بزرگ نوشته شود تا همه ببینند.»

«پرچم‌های دست‌نویس روح دارند»

سفارش‌های علی‌محمد یغمائیان فقط به اربعین محدود نمی‌شود. امروز پرچم‌های دست‌نویس او در هیئت‌ها و مساجد بسیاری از شهرهای ایران برافراشته می‌شود؛ از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب کشور و حتی در نجف و کربلا. او دلیل این استقبال را نه هنر خودش، بلکه ویژگی پرچم‌های دست‌نویس می‌داند.«خیلی از دوستان به من می‌گویند پرچم دست‌نویس روح دارد. شاید همان جمله برای من از هر تقدیری ارزشمندتر باشد. می‌گویند وقتی پرچم دست‌نویس را در هیئت نصب می‌کنیم، انگار حال و هوای مجلس فرق می‌کند.»

به گفته او، هر سفارش تنها یک اثر هنری نیست؛ ساعت‌ها نوشتن، ذکر گفتن، طراحی و رنگ‌آمیزی است که با حوصله و دقت انجام می‌شود؛ کاری که به اعتقاد خودش، با چاپ صنعتی قابل مقایسه نیست.

غربال خدا

در پایان گفت‌وگو، لحنش آرام‌تر می‌شود؛ از پرچم فاصله می‌گیرد و از زندگی حرف می‌زند. می‌گوید خدا برای آدم‌ها غربالی دارد؛ غربالی که همه از آن عبور می‌کنند، اما همه در آن نمی‌مانند. «همیشه می‌گویم خدا غربال قشنگی دارد. خیلی‌ها از این غربال رد می‌شوند، اما آن‌هایی که می‌مانند، کسانی هستند که توفیق خدمت پیدا می‌کنند. خدمت به اهل‌ بیت علیهم‌السلام خدمت به مردم و خدمت به دین، انتخاب آدم نیست؛ عنایت خداست.»

بعد مکث کوتاهی می‌کند و ادامه می‌دهد:«اگر خدا نخواهد، آدم حتی نمی‌تواند یک قدم در این مسیر بردارد. هرچه هست لطف خودش است.»

قصه‌ای که هنوز ادامه دارد

امسال هم، مثل شش سال گذشته، خانواده یغمائیان دوباره دور یک پارچه بزرگ جمع می‌شوند؛ دختر، طرح می‌زند؛ پدر، خطوط را روی پارچه می‌نشاند؛ مادر، رنگ و دوخت را به پایان می‌رساند و هزاران نام، آرام‌آرام بر حاشیه‌های پرچم نقش می‌بندد.

نام شهدا، جاماندگان اربعین، بیماران، مادرانی که دعا خواسته‌اند، پدرانی که نذر کرده‌اند و دل‌هایی که آرزو دارند حتی اگر پاهایشان به جاده نجف نرسید، نامشان همراه زائران باشد.

چند روز بعد، این پرچم راهی عراق می‌شود؛ در عمود 1120 بر فراز موکب «خدّام‌ الحسین» به اهتزاز درمی‌آید، زیر سایه‌اش هزاران زائر نفس تازه می‌کنند و میلیون‌ها نگاه به آن گره می‌خورد.

شاید راز ماندگاری این پرچم هم همین باشد؛ اینکه پیش از آنکه اثری هنری باشد، روایتی از ایمان، خانواده، خدمت و مردمی است که هر سال نام عزیزانشان را به آسمان کربلا می‌سپارند؛ با این امید که دعایی از زیر آن پرچم، سهم همه کسانی شود که دلشان هنوز در مسیر اربعین جا مانده است.

قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

کد مطلب 2250224

  • طلاین
  • قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

    قصه مردی که نام شهدا را به آسمان کربلا می‌فرستد

  • بهترین دعا برای رفع نحسی قمر در عقرب

    بهترین دعا برای رفع نحسی قمر در عقرب

  • چگونه نسل جوان را به حجاب ترغیب کنیم؟

    چگونه نسل جوان را به حجاب ترغیب کنیم؟

  • انسان‌ها در برزخ به چه‌کاری مشغول هستند؟

    انسان‌ها در برزخ به چه‌کاری مشغول هستند؟

  • نسل Z استرالیا، مردان مذهبی تر از زنان

    نسل Z استرالیا، مردان مذهبی تر از زنان