ارسال یک سیگنال ویژه به ترامپ در میانه جنگ/ لیدراصلاحات در حال فعال سازی زیر ساخت آشوب خیابانی!

1

سیر سازش یک نقشه تاکتیکی برای عبور از جنگ نیست، بلکه راهی مواصلاتی است که تهران را به سوی همسویی با سیاست‌گذاری‌های غرب هدایت می‌کند.

سرویس سیاست مشرق- بررسی اظهارات اخیر رئیس دولت اصلاحات در جمع مشاورانش، حاکی از اقدامی سازمان‌یافته از سوی جریان اصلاح‌طلب است که در پوشش «صلح»، در حال مشق سازش است. سخنان خاتمی، هرچند در ساده‌ترین شکل خود تلاشی هدفمند برای بازسازی جایگاه سیاسی جریان اصلاحات پس از دوره‌ای از افول به شمار می‌رود، اما در باطن خود بر مهندسی ادراک عمومی از شرایط کشور و ایجاد فشار اجتماعی بر حاکمیت برای پذیرش «سازش با آمریکا» دلالت دارد.

محور این تلاش، تبدیل تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به «سند نجات ملی»، محدودسازی و هدایت افکار عمومی و ساختار تصمیم‌گیری به سمت پذیرش مذاکره و توافق با آمریکاست.

به تعبیری دیگر، تلاش برای بازتولید منطق قطعنامه ۵۹۸ در شرایط جدید. خاتمی در این سخنان تلاش می‌کند روایت و گفتمان خاصی را هدایت کند، لیدر اصلاحات در این‌باره می‌گوید:

ایران بر اثر فشار دشمن و خطاهای داخلی زخمی شده، جامعه از بحران خسته است، راه خروج نه در تقویت بازدارندگی بلکه در توافق و کاهش تنش است و جریان اصلاحات نیز همان جریانی است که سال‌ها این مسیر را توصیه کرده اما نادیده گرفته شده است.

در این چارچوب، باید بیانیه خاتمی را بخشی از تلاش جریان اصلاحات برای بازگشت به مرکز میدان سیاسی دانست؛ تلاشی که با بهره‌گیری از مفاهیمی همچون «صلح»، «عقلانیت»، «نجات ایران» و «رفع سایه جنگ»، کوشش می‌کند یک انتخاب سیاسی خاص را به‌عنوان تنها گزینه عقلانی و ملی معرفی کند.

به موازات این اظهارات، خاتمی و جریان اصلاحات در حال ساخت و اجتماعی‌سازی مفاهیمی هستند که در جوهر خود، ناظر بر انتقاد از آنچه «ناکارآمدی حکمرانی» می‌نامند، این تلاش در واقع عبور از سیرت جمهوری اسلامی در شرایطی است که به باور آنان، حاکمیت در آن هنوز تثبیت نشده و طرح مسائلی از جنس جنگ و صلح، بستری مناسب برای تولید فشار اجتماعی بر رأس حاکمیت به منظور پذیرش مطالبات خود و جهت‌دهی به آن ذیل فشار اجتماعی فراهم می‌کند.

ارسال یک سیگنال ویژه به ترامپ در میانه جنگ/ لیدراصلاحات در حال فعال سازی زیر ساخت آشوب خیابانی!

خاتمی دقیقاً چه می‌گوید؟

مهم‌ترین محور سخنان لیدر اصلاحات، دفاع قاطع از هدف سازش است، در روایت او سازش با غرب یک اقدام کارشناسی بر اساس منافع ملی نیست، بلکه تبدیل شده به این مسئله که اگر تهران با ترامپ به توافق دست پیدا نکند، آخرین فرصت هم‌راستایی با غرب از دست خواهد رفت،این تغییر سطح بحث، عملاً فضای نقد کارشناسی را محدود می‌سازد و سند را از یک توافق محدود به یک فرمت سازش تمام عیار تبدیل می‌کند در حالی که در ذهن تیم مذاکره کننده چنین رویکردی طراحی نشده است.

او با ایجاد یک از روایت ایران زخمی کشور را در شرایط بحرانی تصویر سازی کرده و توافق را تنها سند راهگش برای آینده می‌داند، همچنین خاتمی در حالی اکصریت مردم را هوادار سازش می‌داند که حتی سخنان او در میان طیف و کلونی هواداری‌اش نیز شنیده نشده است.

سخنان خاتمی درباره ایران زخمی جمله‌ای فراتر از یک توصیف ساده است؛ او مشکلات کشور را محصول دو عامل می‌داند که عبارتند از فشار دشمن خارجی و خطاهای داخلی و ناکارآمدی حکمرانی. قرار دادن «نامهربانی و کم‌دانی یاران» در کنار «جور اغیار»، زمینه‌ای برای نقد درونی ساختار حکمرانی ایجاد می‌کند بدون آنکه مستقیماً به آن بپردازد.

انتشار عمومی این سخنان نشان می‌دهد هدف از پخش آن اثرگذاری بر فضای اجتماعی و سیاسی کشور است. خاتمی با تأکید بر «اکثریت مردم» که خواستار رفع مخاصمه هستند، تلاش می‌کند پشتوانه اجتماعی برای مسیر مورد نظر ایجاد کند و موضوعی راهبردی در حوزه امنیت ملی را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل نماید.

این اقدام را می‌توان «مهندسی معکوس فشار اجتماعی» نامید که با دو ابزار اصلی «اکثریت خیالی»و «اولتیماتوم بی‌ثباتی» پیش می‌رود و برای لیدر اصلاحات در سیاست جانمایی ایجاد می‌کند.

ارسال یک سیگنال ویژه به ترامپ در میانه جنگ/ لیدراصلاحات در حال فعال سازی زیر ساخت آشوب خیابانی!

نمایی از لایه‌پنهان در انتشار متن لیدر اصلاحات

در لایه پنهان متن خاتمی، نقد مدل حکمرانی امنیتی و نقش نیز نیروهای مسلح مشاهده می‌شود. تأکید خاتمی بر تفکیک نکردن «میدان دفاع، دیپلماسی و اداره کشور» و ضرورت تغییر رویکرد، در ادامه گفتمان قدیمی اصلاحات درباره «غلبه نگاه امنیتی بر سیاست» است. او با وجود اشاره سطحی به فداکاری‌ها، عملاً بازدارندگی نظامی را ناکارآمد جلوه می‌دهد و مرکز ثقل حل بحران را به سمت دیپلماسی و دولت سوق می‌دهد.

نکته عجیب آن‌که خاتمی که دیگران را به استفاده گزینشی از تاریخ متهم می‌کند، اما خود دقیقاً همین کار را با استناد به صلح امام حسن(ع) و قطعنامه ۵۹۸ انجام می‌دهد. این استناد بدون توجه به شرایط تاریخی خاص، بیشتر ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به موضع سیاسی پیشاپیش تعیین‌شده است.

به باور بسیاری از آگاهان سیاسی یکی از اهداف اصلی این بیانیه، بازسازی اصلاحات پس از کاهش اعتماد اجتماعی و فاصله‌گیری بخشی از جامعه است.

سخنان خاتمی را باید بخشی از نبرد روایتی برای تعیین مسیر آینده کشور دانست که در آن با ایجاد فشار اجتماعی برای تثبیت مسیر سازش، و بازسازی اصلاحات به‌عنوان جریان عقلانیت تلاش می‌کند از «بازدارندگی و مقاومت» به «مذاکره و سازش» تغییر فاز بسازد.

خاتمی در حالی خود و جریان متبوعش را نجات‌دهندگان کشور معرفی می‌کند که تجربه تاریخی جالبی پیش‌روی ماست، مسیر سازش یک نقشه تاکتیکی برای عبور از جنگ نیست، بلکه راهی مواصلاتی است که تهران را به سوی همسویی با سیاست‌گذاری‌های غرب هدایت می‌کند، لیدر اصلاحات این مسیر را در سال ۷۶ گفتگوی تمدن‌ها خوانده بود!

  • تبلیغات در مشرق
  • اینستاگرام مشرق
  • رسپینا - صفحه خبر
  • شهر خبر - جدید
  • هتل مشهد - صفحه خبر