کلاهبرداری ۲.۴ تریلیون دلاری و زرادخانه خالی/فاش‌ترین راز شکست لجستیکی آمریکا در جنگ با ایران

brfsd

این جنگ نقاب از چهره واقعی قدرت نظامی واشنگتن برداشت. آن‌چه به نمایش درآمد، نه یک ماشین جنگ شکست‌ناپذیر، که یک غول پرهزینه، ناکارآمد و وابسته به منابع محدود بود…

به گزارش سرویس جهان مشرق، جنگ سال ۲۰۲۶ میان و ایران، چیزی فراتر از یک مناقشه ژئوپلیتیکی است. این جنگ به مثابه یک «آزمایش تنش» تمام‌عیار برای صنعت دفاعی و توان لجستیکی ایالات متحده عمل کرده است.

نتیجه این آزمایش، اما فاجعه‌بار بود: در عرض چند هفته، آمریکا ده‌ها میلیارد دلار مهمات دقیق و راهبردی خود را به هدر داد، در حالی که زنجیره تأمین و کارخانه‌های تسلیحاتی آن، کاملاً از جبران این حجم عظیم مصرف عاجز ماندند. آن‌چه رخ داد، افشای دو معضل مزمن در ساختار دفاعی آمریکا بود: نخست، ولخرجی جنون‌آمیز و بی‌حساب‌وکتاب در ساعات آغازین جنگ، و دوم، کلاهبرداری و ناکارآمدی ساختاری مجتمع‌های صنعتی نظامی که با دریافت هزاران میلیارد دلار بودجه، توان تولید انبوه و به‌موقع مهمات راهبردی را ندارند. این ترکیب، دست «ترامپ» را برای گسترش دامنه جنگ علیه ایران، از منظر فنی و لجستیکی، روزبه‌روز خالی‌تر کرده است.

ولخرجی جنون‌آمیز: «جشن مهمات» در هفته‌های اول جنگ

در فوریه ۲۰۲۶، با شروع حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ارتش آمریکا بی‌سابقه‌ترین حجم شلیک مهمات دقیق در تاریخ معاصر خود را به ثبت رساند.

تنها در ۷۱ ساعت اول تهاجم، نیروی دریایی آمریکا نزدیک به ۴۰۰ فروند موشک تاماهاوک شلیک کرد. تا زمان توقف درگیری‌ها در فروردین‌ماه، تعداد کل موشک‌های تاماهاوک شلیک‌شده از مرز ۱۰۰۰ فروند گذشت که رقمی بسیار فراتر از کل موشک‌های مصرف‌شده در عملیات‌های «روباه صحرا» و «طوفان صحرا» بود. موشک‌های کروز پیشرفته «جَسم» (JASSM-ER) نیز با مصرف بیش از ۱۰۰۰ فروند، حدود ۲۰ درصد از کل ذخایر راهبردی آمریکا را در کمتر از یک ماه به آتش کشیدند. موشک‌های جدید «پرسم» (PrSM) ارتش نیز با مصرف ۴۰ تا ۷۰ فروندی، چیزی حدود ۵۰ تا ۸۰ درصد کل موجودی خود را از دست دادند.

کلاهبرداری ۲.۴ تریلیون دلاری و زرادخانه خالی/فاش‌ترین راز شکست لجستیکی آمریکا در جنگ با ایران

بر اساس داده‌های فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، تا زمان آتش‌بس، نیروهای آمریکایی جمعاً ۱۳,۶۲۹ قبضه سلاح و پرتابگر را برای حمله به بیش از ۱۳ هزار هدف در ایران و منطقه به کار گرفتند.

در سمت پدافندی نیز وضعیت به مراتب بدتر بود. آمریکا برای یاری رساندن به اسرائیل در رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، حدود ۲۹۰ موشک «تاد»، بیش از ۱۰۰۰ موشک «پاتریوت» و حدود ۲۸۰ موشک «استاندارد» دریایی را شلیک کرد. گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) هشدار داد که آمریکا حداقل نیمی از ذخیره موشک‌های تاد، نزدیک به نیمی از ذخیره پاتریوت و حدود ۳۰ درصد از ذخیره تاماهاوک خود را در این بازه کوتاه مصرف کرده است.

حال تصور کنید هر موشک پاتریوت حدود ۴ میلیون دلار، هر تاماهاوک حدود ۳.۶ میلیون دلار، و هر موشک تاد چیزی بین ۱۳ تا ۱۵ میلیون دلار قیمت دارد. تنها هزینه جایگزینی این مهمات مصرف‌شده، به صدها میلیارد دلار می‌رسد. پنتاگون ناچار شد فوراً درخواست ۲۱ میلیارد دلار بودجه اضطراری برای بازسازی این ذخایر ارائه دهد. این، قیمت نهایی «ولخرجی بلاهت‌بار» هفته‌های اول جنگ بود.

کلاهبرداری بزرگ: وقتی کارخانه‌های تسلیحاتی میلیاردی «هیچ» تولید می‌کنند

اما فاجعه واقعی، نه در میدان نبرد، که در خطوط تولید پشت جبهه رقم خورد. آنچه جنگ ۲۰۲۶ به‌وضوح نشان داد، این بود که مجتمع‌های صنعتی-نظامی آمریکا، با دریافت بودجه‌های هنگفت، عملاً در تولید انبوه مهمات راهبردی ناتوان‌اند و در برخی موارد، مرتکب کلاهبرداری و فریب سیستماتیک شده‌اند.

تلخ‌ترین نمونه، داستان کارخانه مهمات‌سازی «مِسکیت» در تگزاس است. ارتش آمریکا به شرکت «جنرال داینامیکس» ۴۶۹ میلیون دلار داد تا این کارخانه فوق‌پیشرفته را احداث کند. هدف این بود که تا اکتبر ۲۰۲۵، ماهانه ۱۰۰ هزار گلوله ۱۵۵ میلی‌متری تولید کند تا کمبود شدید مهمات توپخانه جبران شود. این کارخانه در مه ۲۰۲۴ با سر و صدای فراوان افتتاح شد و از آن به عنوان «خط تولید کاملاً رباتیک» و «مدرن‌ترین کارخانه مهمات‌سازی جهان» یاد شد.

کلاهبرداری ۲.۴ تریلیون دلاری و زرادخانه خالی/فاش‌ترین راز شکست لجستیکی آمریکا در جنگ با ایران

اما واقعیت تلخ برای ارتش تروریست آمریکا این است: تا مارس ۲۰۲۶، یعنی دو سال پس از بهره‌برداری، این کارخانه حتی یک گلوله قابل استفاده هم تولید نکرده بود. تمام قطعات تولیدی معیوب و غیرقابل استفاده بودند. این یک رسوایی تمام‌عیار در صنایع دفاعی آمریکا بود.

این فاجعه، ریشه در چند معضل ساختاری دارد:

فناوری‌های ناکارآمد: قرار بود دستگاه‌های قدیمی تولید گلوله‌های «ام‌۱۰۷» برای تولید گلوله‌های پیشرفته‌تر «ام‌۷۹۵» بازسازی شوند، اما فرایند جدید هرگز روی خط تولید پایدار نشد.

خروج سرمایه‌های انسانی: آمریکا طی دهه‌ها، نیروی کار ماهر در ریخته‌گری دقیق، عملیات حرارتی و مواد منفجره را از دست داده است. دیگر تکنسین‌های مجرب برای راه‌اندازی چنین خطوطی وجود ندارند.

شکاف در زنجیره تأمین: آمریکا از سال ۱۹۸۶ تولید «تی‌ان‌تی» را کاملاً متوقف کرده و تمام مواد منفجره نظامی خود را از کشورهای دیگر وارد می‌کند. هر گونه اختلال در زنجیره تأمین جهانی، کل صنعت دفاعی را فلج می‌کند.

اما «کلاهبرداری» فقط به این مورد ختم نمی‌شود. وزیر نیروی زمینی آمریکا آشکارا اعلام کرد که شرکت‌های بزرگ دفاعی «مرتکب کلاهبرداری از دولت شده‌اند» و با ارائه اطلاعات غلط، ارتش را به خرید تجهیزات گران‌قیمت و بی‌کیفیت مجبور کرده‌اند. نمونه بارز، جریمه ۹۵۰ میلیون دلاری شرکت «ریتون» به دلیل گران‌فروشی موشک‌های پاتریوت با ارائه داده‌های فریبنده بود. همچنین، هزینه چرخه عمر جنگنده‌های «اف‑۳۵» به بیش از ۲ تریلیون دلار رسیده و خرید یک بسته کوچک از قطعات یدکی آن، گاهی قیمتی معادل ۹۰ هزار دلار داشته است!

کلاهبرداری ۲.۴ تریلیون دلاری و زرادخانه خالی/فاش‌ترین راز شکست لجستیکی آمریکا در جنگ با ایران

با وجود بودجه نجومی ۱.۰۱ تریلیون دلاری پنتاگون در سال ۲۰۲۶ و درخواست ۱.۵ تریلیون دلاری برای سال ۲۰۲۷، عملاً این پول‌ها به جای افزایش توان تولید، صرف جبران کسری‌های ساختاری و سودهای کلان سهامداران شرکت‌های دفاعی شده است. یک مقام ارشد پنتاگون اعتراف کرد: مشکل اصلی «پول نیست، زمان است»؛ یعنی حتی با بودجه نامحدود، صنعت آمریکا توانایی تولید سریع مهمات راهبردی را ندارد.

زرادخانه خالی: چرا ترامپ دیگر نمی‌تواند جنگ را گسترش دهد؟

تلفیق «مصرف سرسام‌آور» در ابتدای جنگ با «تولید کسری و کلاهبرداری‌آمیز» در داخل، دست آمریکا را در ادامه درگیری‌های نظامی علیه ایران کاملاً خالی کرده است. این بحران، به ویژه در موج دوم تنش‌ها در ژوئیه ۲۰۲۶ بر سر تنگه هرمز، کاملاً محسوس بود.

در این مرحله، آمریکا دیگر جسارت استفاده گسترده از جنگنده‌های اف‑۱۵ و اف‑۳۵ را نداشت و به ناچار به شلیک محدود راکت‌های هیمارس و موشک‌های کروز از دریا روی آورد. همچنین، بیش از ۹۰ فروند پهپاد فوق‌گران‌قیمت «ام‌کیو‑۹ ریپر» توسط پدافند ایران ساقط شد و آمریکا عملاً توان به کارگیری این دارایی‌های راهبردی را از دست داد.

داده‌های بازپرسی پنتاگون نشان می‌دهد که نرخ جایگزینی مهمات مصرف‌شده، به طرز وحشتناکی پایین است:

برای موشک تاماهاوک، کارخانه‌ها در کل سال ۲۰۲۶ فقط ۲۰۷ فروند تحویل می‌دهند، در حالی که بیش از ۱۰۰۰ فروند مصرف شده است. تازه باید در نظر گرفت که مجتمع‌های تولیدات نظامی آمریکا، در کمال اعتمادبه‌نفس، متعهد به تامین این مهمات برای کشورهای هم‌پیمان هم شدند.

کلاهبرداری ۲.۴ تریلیون دلاری و زرادخانه خالی/فاش‌ترین راز شکست لجستیکی آمریکا در جنگ با ایران

برای موشک تاد، برنامه تحویل در سال ۲۰۲۶ صفر است، در حالی که ۲۹۰ فروند شلیک شده است.

برای موشک پاتریوت، ماهانه تنها ۲۰ فروند تحویل داده می‌شود.

برآورد مرکز CSIS نشان می‌دهد که بازگشت ذخایر موشک‌های تاماهاوک به سطح قبل از جنگ، تا سال ۲۰۳۰ و برای موشک‌های تاد و پاتریوت، تا سال ۲۰۲۹ طول خواهد کشید. یعنی برای جبران چند هفته جنگ، آمریکا به حداقل سه تا پنج سال زمان نیاز دارد.

کلاهبرداری ۲.۴ تریلیون دلاری و زرادخانه خالی/فاش‌ترین راز شکست لجستیکی آمریکا در جنگ با ایران

از همه مهم‌تر، کنگره آمریکا تا زمان نگارش این گزارش، حتی یک دلار بودجه اضطراری برای جایگزینی موشک‌های مصرف‌شده اختصاص نداده است و تنها بر اساس برنامه‌های سالانه عادی، این خلأ عظیم تا سال‌ها باقی خواهد ماند.

کارشناسان نظامی هشدار می‌دهند که این وضعیت، تنها محدود به جنگ با ایران نیست. سی‌ان‌ان به نقل از مقامات سابق پنتاگون گزارش داد که تهی‌شدن زرادخانه آمریکا، توان بازدارندگی واشنگتن در برابر چین و کره شمالی را نیز به شدت تضعیف کرده است. اگر جنگنده بی‑۵۲ یا بی‑۱بی بتواند ده‌ها موشک کروز حمل کند، اما انبارها خالی باشد، این جنگنده‌های راهبردی به «پوسته‌ای بی‌محتوا» تبدیل می‌شوند.

نتیجه‌گیری نهایی

جنگ ۲۰۲۶ آمریکا علیه ایران، نقاب از چهره واقعی قدرت نظامی واشنگتن برداشت. آن‌چه به نمایش درآمد، نه یک ماشین جنگ شکست‌ناپذیر، که یک غول پرهزینه، ناکارآمد و وابسته به منابع محدود بود که در نخستین آزمون جدی خود، دچار «خونریزی شدید مهمات» شد.

از یک سو، ما شاهد ولخرجی بلاهت‌بار در هفته‌های اول جنگ بودیم که صدها میلیارد دلار مهمات دقیق و راهبردی را در آتش کشید. از سوی دیگر، کلاهبرداری و کلاشی صنایع نظامی را دیدیم که با دریافت هزاران میلیارد دلار بودجه، نتوانستند حتی یک کارخانه موفق برای تولید گلوله راه‌اندازی کنند و با گران‌فروشی و ارائه اطلاعات غلط، ارتش را در بحرانی‌ترین شرایط تنها گذاشتند. در نهایت، این دو بحران، زرادخانه آمریکا را چنان خالی کرد که هرگونه تهدید به گسترش جنگ علیه ایران، بیش از یک «بوفه توخالی» نیست.

داده‌های دانشگاه براون نشان می‌دهد که از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، شرکت‌های دفاعی آمریکا ۲.۴ تریلیون دلار از پنتاگون قرارداد دریافت کرده‌اند. این حجم عظیم سرمایه، در ازای خود، سیستمی تحویل داده است که در بحرانی‌ترین لحظه، از تولید یک گلوله ساده عاجز است.

جنگ برای آمریکا همیشه یک «تجارت سودآور» برای شرکت‌های دفاعی بوده است؛ اما برای سربازان، مالیات‌دهندگان و اعتبار راهبردی این کشور، این جنگ، گران‌ترین و پوچ‌ترین شکست فنی و لجستیکی در تاریخ معاصر به شمار می‌رود. و حالا، هر چه ترامپ یا جانشین او بیشتر به فکر گسترش آتش باشد، بیشتر با دیوار خالی انبارهای مهمات روبرو خواهد شد؛ دیواری که صنعت آمریکا توانایی تخریب سریع آن را ندارد و این، بزرگ‌ترین پیروزی راهبردی ایران در این نبرد نابرابر بوده است.

  • تبلیغات در مشرق
  • اینستاگرام مشرق
  • رسپینا - صفحه خبر
  • شهر خبر - جدید
  • هتل مشهد - صفحه خبر