جنگ ایران و آمریکا چگونه پیش خواهد رفت؟

به گزارش مشرق، حامد موفق بهروزی، فعال رسانه در کانال تلگرامی‌اش نوشت:

تهدیدات آمریکا حاکی از احتمال شدت‌گرفتن جنگ است اما سؤالی که باید پاسخ داد این است که در صورت شدت‌گرفتن جنگ وضعیت جنگ چگونه خواهد بود؟
در یک نگاه، برنده جنگ کسی است که می‌تواند ضربه مهلک‌تری به رقیب خود وارد کند اما در نگاه دیگر، برنده جنگ کسی است که می‌تواند آستانه تحمل درد خود را بالاتر ببرد. وضعیت جنگ ایران و آمریکا به نحوی پیش رفته که به نظر می‌رسد رویکرد دوم در این جنگ بیشتر تعیین‌کننده است تا رویکرد اول!
کافی است میدان را از دور تماشا کنیم. ایران باوجودآنکه در حال ترمیم قدرت پدافندی خود در مراکز حساس است و تا حدی نیز توانسته برخی تجهیزات خود را به‌روز کند، مشخص است که اولاً در هیچ کجای دنیا پدافند کاملی وجود ندارد و ثانیاً تکمیل رینگ‌های پدافندی زمان بیشتری نیاز دارد. جالب این که پیشرفته‌ترین و پرهزینه‌ترین سامانه‌های پدافندی جهان اکنون در اسرائیل و منطقه مستقر هستند و ما در همین جنگ دیدیم کارایی این سامانه‌ها به چه میزان است.
در طرف مقابل هم مشخص است که ذخایر موشک‌های پدافندی آمریکا بی‌ملاحظه مصرف شده و بر اساس گزارش مراکز مطالعاتی آمریکایی امکان جایگزینی این موشک‌ها حداقل تا سال ۲۰۲۹ وجود ندارد. ذخایر موجود نیز به‌راحتی قابل‌مصرف نیستند چرا که در صورت کاهش این موشک‌ها مزیت دفاعی آمریکا در مقابل رقبای دیگر خود از جمله چین و روسیه کاهش پیدا می‌کند و بعید است چینی‌ها بتوانند از کنار این فرصت بزرگ بی‌تفاوت عبور کنند.
اگر پیش‌بینی‌ها درباره این جنگ، «تشدید تنش» باشد وضعیت پیش رو مانند مسابقات سیلی‌زدن نوبتی خواهد بود. در وضعیت تشدید تنش، سیلی‌خوردن برای هر دو طرف قطعی است اما کسی بازنده جنگ خواهد بود که موقع سیلی‌خوردن زودتر تعادل خود را از دست بدهد.پیش‌فرض چنین تحلیلی اعتماد به ضربه‌زننده است. موشک‌ها و جنگنده‌ها به‌احتمال بالا کار خود را به درستی انجام خواهند داد اما تحلیل آستانه درد دو طرف نیازمند بررسی زمینه‌های دیگری است.
شاید تعبیر دقیق‌تر این باشد که در ایران تحلیل تاب‌آوری حول موضوع «معیشت» خواهد بود و در آمریکا مسئله اصلی حول قیمت «نفت» فهم خواهد شد. البته شاید در سطحی بالاتر بتوان گفت در آمریکا آنچه بیش از قیمت نفت تعیین‌کننده خواهد شد، در ابتدا اصل وجود «نفت»، مسئله اساسی باشد چرا که با انهدام زیرساخت‌های تولید انرژی در منطقه، دیگری نفتی نخواهد بود که اساساً قیمت‌گذاری بشود.
حالا سؤالی که استراتژیست‌های نظامی آمریکا باید پاسخ بدهند این است که آیا آمریکایِ ترامپ می‌تواند درد حاصل از انهدام زیرساخت‌های انرژی را تحمل کند؟ یا حتی در صورت تشدید بالاتر آیا ایالات متحده آمریکا می‌تواند تبعات حاصل از انهدام نیروگاه‌های اتمی رژیم صهیونسیتی را بپذیرد؟ و یا در سطوح بالاتر حتی؛ آیا آمریکا می‌تواند شاهد تغییر دکترین هسته‌ای ایران باشد؟
تشدید تنش از سوی ایران اهداف مشخصی دارد؛ زیرساخت انرژی منطقه و جهان، مراکز حساس هسته‌ای منطقه مانند نیروگاه‌های اتمی و … که براین‌اساس می‌توان با قطعیت گفت چندین راهبرد اتخاذ خواهد شد:
۱- نابودی کامل اسرائیل
۲- نابودی کامل زیرساخت انرژی منطقه و جهان
۳- نابودی کامل تمام مناطقی که به رژیم و آمریکا فرصت حمله به ایران دادند
ایران در صورت تشدید تنش نیز ممکن است به تغییر اساسی دکترین هسته‌ای خود بیندیشد و اسرائیل و آمریکا بهتر از همه می‌دانند ظرفیت چنین اقدامی تا چه حد در اختیار ایران است. سال ۲۰۱۲ نتانیاهو در سازمان ملل گفت ایران تنها چند هفته با سلاح اتمی فاصله دارد و حالا که حدود ۱۳ سال از آن روز می‌گذرد معلوم است که مسئله ایران زمان نیست بلکه مسئله «اتخاذ تصمیم» است.
*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

  • شهر خبر - جدید
  • اینستاگرام مشرق
  • تبلیغات در مشرق
  • رسپینا - صفحه خبر