با آغاز جنگ غزه، انصارالله با حملات موشکی به اسرائیل و محاصره دریای سرخ وارد تحولات منطقهای شد. یمن با حملات به عربستان در ۲۰۲۶ و اعلام محاصره دریایی، خود را به عنوان یک بازیگر جهانی مطرح کرده است.
سرویس جهان مشرق – با آغاز عملیات طوفانالاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، انصارالله به سرعت وارد تحولات منطقهای شد و با حملات موشکی و پهپادی به رژیم صهیونیستی و کشتیهای تجاری در دریای سرخ، خود را به عنوان یکی از فعالترین بازیگران محور مقاومت معرفی کرد.
این ورود، که ابتدا به عنوان حمایت از فلسطین توصیف میشد، به سرعت یمن را از حاشیه یک بحران داخلی به مرکز توجهات جهانی کشاند و در نهایت به تشدید تنش مستقیم با عربستان سعودی در سال ۲۰۲۶ انجامید.
پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حوثیها با پرتاب بیش از ۴۰۰ موشک و پهپاد به سمت سرزمینهای اشغالی و حمله به بیش از ۱۰۰ کشتی تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن، وارد فاز جدیدی شدند. آنها کشتیهایی را که ارتباطی با رژیم صهیونیستی داشتند هدف قرار دادند، چندین کشتی را غرق کردند.

این حملات ترافیک دریای سرخ را به شدت کاهش داد؛ بسیاری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی مسیر خود را به دور دماغه امید نیک تغییر دادند که زمان سفر را ۱۰ تا ۱۴ روز افزایش میداد و هزینههای جهانی حملونقل و بیمه را بالا برد. یمنیها این اقدامات را در جهت حمایت از مردم غزه و مقاومت فلسطین انجام دادند و تنگه بابالمندب را به ابزاری برای فشار بر تلآویو و حامیانش تبدیل کردند.
این ایفای نقش در تحولات جنگ غزه، انصارالله یمن را فراتر از مرزهای یمن برد. آنها برای نخستین بار قابلیتهای موشکی و پهپادی خود را در مسافتهای طولانی به نمایش گذاشتند و نشان دادند که میتوانند تهدیدی مستقیم برای مسیرهای تجاری حیاتی جهان باشند.
هماهنگی با ایران و دیگر گروههای محور مقاومت تقویت شد و یمنیها به عنوان «حزبالله جنوب» شناخته شدند. در این دوره، آنها نه تنها به کشتیهای مرتبط با اسرائیل، بلکه به منافع غربی نیز فشار آوردند که منجر به حملات هوایی آمریکا و بریتانیا علیه مواضع آنها شد و یمن به صورت مستقیم با آنها وارد جنگ شد. با این حال، حملات دریایی یمنی ادامه یافت و اثبات کرد که فشار نظامی بینالمللی به تنهایی نمیتواند آنها را مهار کند و در نهایت آمریکا نیز از جنگ با یمن عقبنشینی کرد.

در سال ۲۰۲۶، همزمان با جنگ منطقهای میان ایران و ارتش ترویستی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنشها میان انصارالله و عربستان به سطح جدیدی رسید. پس از حمله عربستان به فرودگاه صنعا برای جلوگیری از پروازهای ایرانی و ادامه محاصره چندین ساله یمن، انصارالله مرحله کاهش تنش را پایانیافته اعلام کردند. آنها با موشک و پهپاد به فرودگاه ابها در جنوب عربستان حمله کردند و سپس محاصره دریایی کامل علیه عربستان اعلام نمودند.
کشتیهای سعودی در بابالمندب هدف قرار گرفتند و تأسیسات نفتی آرامکو در جیزان و ینبع مورد حمله موشکی واقع شد که این حملات همچنان ادامه دارد. سخنگوی نظامی ارتش یمن این حملات را تلافی اقدامات رژیم سعودی دانست و عبدالملک الحوثی تهدید کرد که در صورت ادامه فشار، تمام تأسیسات نفتی و بنادر عربستان هدف خواهد بود.
این تحولات نشاندهنده تغییر اساسی در معادلات بود. عربستان که پس از سالها جنگ فرسایشی به دنبال آتشبس و خروج آبرومندانه از یمن بود، اکنون دوباره با جبهه جنوبی فعال مواجه شده است. یمنیها با استراتژی «محاصره در برابر محاصره» ریاض را تحت فشار قرار دادهاند و عملاً عربستان را گروگان تصمیمات خود کردهاند. هرگونه اقدام سعودی علیه مواضع انصارالله با پاسخ مستقیم به منافع اقتصادی این کشور — بهویژه صادرات نفت از دریای سرخ — همراه میشود. این وضعیت ریاض را در موقعیت دشواری قرار داده، زیرا جنگ تمامعیار جدید هزینههای سنگینی دارد و ثبات داخلی و برنامههای توسعه عربستان را تهدید میکند.
تصاویر ماهوارهای از آسیب به تاسیسات نفتی عربستان سعودی
یمنیها در پی این تحولات به بازیگری در سطح جهانی تبدیل شدند. کنترل آنها بر مسیرهای دریایی حیاتی، تجارت جهانی را مختل کرده و نشان داده است که یمن میتواند با ابزارهای نامتقارن — پهپادهای ارزان و موشکهای بالستیک — بر اقتصاد قدرتهای بزرگ تأثیر بگذارد. کاهش شدید ترافیک بابالمندب و سوئز، افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تأمین، همه از پیامدهای مستقیم اقدامات آنهاست. علاوه بر این، یمنیها با گسترش همکاری با گروههای عراقی، حمایت از شبکههای مقاومت در شاخ آفریقا و تلاش برای تعامل با روسیه و چین، دامنه نفوذ خود را گسترش دادهاند. پروازهای مستقیم به تهران و تلاش برای بهرسمیتشناسی در چارچوب نظم چندقطبی، بخشی از این استراتژی است.
حمایت آنها از مردم غزه منجر به مطرح شدن بیش از پیش آنها در منطقه و جهان شد و در افکار عمومی بسیاری از جوامع عربی و اسلامی به عنوان نیروی مقاوم برجسته شدند، در حالی که کشورهای عربی دیگر عمدتاً منفعل بودند. این محبوبیت، همراه با قابلیت نظامی واقعی، انصارالله را به بازیگری تبدیل کرده که نمیتوان آن را نادیده گرفت. قدرت نامتقارن آنها الگوی جدیدی از جنگ را معرفی کرده است: گروهی که بدون ارتش متعارف در نظر غربیها، مسیرهای تجاری جهان را تهدید میکند و قدرتهای منطقهای را به عقبنشینی وادار میسازد.
وضعیت عربستان پس از حمله یمن
پیامدهای این تحولات گسترده است. برای عربستان، تهدید امنیتی مداوم، اختلال در صادرات انرژی و نیاز به حمایت خارجی ایجاد شده است. در سطح منطقهای، رقابت ایران-عربستان تشدید شده و خطر گسترش جنگ به آبهای حیاتی افزایش یافته است. در مقیاس جهانی، بیثباتی بازار انرژی، افزایش هزینههای تجارت و ظهور بازیگران غیردولتی قدرتمند، چالشهای جدیدی برای امنیت بینالمللی ایجاد کرده است. حوثیها با وجود حملات هوایی و تحریمها، نه تنها دوام آوردهاند بلکه نفوذ خود را گسترش دادهاند و اکنون عملاً به عنوان یک قدرت واقع در شمال یمن عمل میکنند.
در نتیجه، از آغاز جنگ غزه تا تنشهای ۲۰۲۶ با عربستان، انصارالله نشان داد که جغرافیای استراتژیک یمن و ابزارهای نامتقارن میتواند یک گروه را به بازیگر جهانی تبدیل کند. یمن دیگر صرفاً موضوعی انسانی یا داخلی نیست؛ بلکه بخشی کلیدی از معادلات ژئوپلیتیک غرب آسیا و جهان است.
همچنین این کنشگری فعال یمن، این کشور را به یکی از خاصر ترین مهرههای محور مقاومت در جنگ منطقهای فعلی کرده است و در زمانی که ایران و سایر اعضای محور مقاومت درگیر جنگ با رژیم صهیونیستی و ارتش تروریستی آمریکا هستند، انصارالله یمن با تسلط بر دریای سرخ و تنگه باب المندب، فضای جدیدی به ایران و محور مقاومت به منظور فشار بیشتر بر ارتش ترویستی آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آن در منطقه و جهان داده است.




